الاصنام . . . » . « 1 » گفته شد كه محور اختلاف شيخ - ره - با مشّائيان در مسألهء « ترتيب وجود » ، يكى ، محدود كردن عقول است به ده عقل و ديگرى قول به صدور اجسام عوالم مادّى اثيرى و عنصرى از همين عقول است و شيخ مىگويد كه : عقول يا انوار ، فراوان و بىشمارند و خود به دو گروه بزرگ اعلون و اصحاب اصنام تقسيم مىشوند و ايجاد و خلق اجسام و نفوس و حفظ نوع آنها در حيطهء اقتدار اين انوار ( عقول ) است . او در كتاب مشارع و مطارحات براى اثبات اين مطلب ، اوّل موجودات را به سه دستهء مؤثّر ، متأثّر و أثر ، تقسيم مىكند و با بيان دقيق اوضاع و احوال و مصاديق هر يك از موجودات ، نتيجه مىگيرد كه نفوس و اجسام و اعراض ، نمىتوانند مؤثّر باشند ، يعنى نمىتوانند در ايجاد موجودات عالم و اوضاع و احوال آنها نقش آفرينندگى را بازى كنند و تنها مؤثّر در عالم وجود ، واجب الوجود ( نور الانوار ) و عقولاند ( انوار مجرد ) ؛ و در بين اين همه انوار ، تنها طبقهء دوم اين انوار كه انوارى همعرض و متكافى هستند عهدهدار اين مسئوليتاند و دليل آن هم ، وجود انواع موجودات عوالم مادّى و شبه مادّى است كه همپايه « 2 » و متشابه و همگوناند و با هم از نظر خلقت و سرشت تفاوت مرتبهء چندانى ندارند و اين خود بيانگر اين مسأله است كه موجدين آنها هم متكافى و همعرضاند ، در حالى كه دستهء اوّل انوار ، كه قواهر اعلون ناميده شدهاند خود در طول همديگرند ، يعنى نسبت به هم تفاوت مرتبهء زيادى دارند و موجوداتى كه به واسطهء آنها ايجاد شوند بايد مثل خود آنها با هم بسيار متفاوت باشند ، پس آنها نمىتوانند در ايجاد اين موجودات همپايهء عالم اجرام ، نقشى داشته باشند و تنها انوار متكافى همعرضاند ، كه صلاحيّت ايفاى چنين نقشى را دارند : « . . . و ليست القواهر العالية المترتبة ، اصحاب اصنام متكافئة . . . » . « 3 » « . . . فإن الأعلين بجهاتها النّوريّة او مشاركة بعضها مع بعض يجوز ان يصدر عنها وجود انوار
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص١٨٨
هامش
( 1 ) حكمة الاشراق ، صص 139 - 145 .
( 2 ) قبلا گفته شد كه منظور از هم پايه يا هم عرض بودن چيزها آن است كه هيچ كدام علّت وجودى ديگرى نباشند .
( 3 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 2 ؛ حكمة الاشراق ، ص 144 .