قاهرة متكافئة ، و لو لا ذلك ما حصلت انواع متكافئة . . . » . « 1 » و با اين توضيحات معلوم شد كه اولا ، بحث ارباب اصنام ( ارباب انواع ) از فروعات مبحث « ترتيب وجود » و « صدور كثرت از وحدت » است ، ثانيا طرح اين موضوع در فلسفهء اشراق ، به هدف توجيه كيفيّت آفرينش عالم اجسام ( عوالم مثال ، اثير و عناصر ) است ، زيرا اين عالم ، با دلائلى كه در جاى خود آمده است جز به توسّط عقول ( انوار قاهره ) نمىتواند آفريده شده باشد ، و از طرفى ، چون اشياء و موجودات اين عالم با تمام اختلافهاى كه در ظاهر با هم دارند ، از اين جهت كه هيچ كدام علّت وجودى ديگرى نيستند ، در مجموع با هم همعرض و هم كفوند ؛ پس موجد و مسبّب آنها هم بايد انوار قاهر همعرض و متكافئى باشند ، و آنها همان انوار همعرض سلسلهء دوم انوار قواهرند ، كه از اين جهت به ارباب انواع ، اصحاب اصنام يا اصحاب طلسمات موسوماند . در خاتمهء اين قسمت از بحث ، لازم است يادآورى شود كه گر چه در نظريّهء شيخ اشراق ، موجد و مسبّب اجسام ، ارباب اصناماند ، امّا ظاهرا به نظر ايشان دو جسم از اين قاعده مستثنا هستند ، يكى فلك محيط يا به اصطلاح شيخ ، برزخ اعلى است كه از عقل اوّل ( نور اقرب ) صادر مىشود و ديگرى فلك ثوابت است كه صدورش از عقل دوم « 2 » سخت مورد اعتراض خود شيخ واقع شده بود و لزوم اعتقاد به وجود ارباب اصنام و صدور عالم اجسام از آنها ، با اعتراض به اين مسأله شروع شده بود ؛ ولى مىبينيم كه در نظريّهء شيخ ، اين فلك ثوابت نه تنها كاملا از ارباب اصنام صادر نمىشود ، بلكه برادر دوقلوى آنهاست ، يعنى هر دو ، حاصل جهات فقر انوار قاهر اعلون هستند با اين تفاوت كه چون ارباب انواع ( ارباب اصنام ) ، نور مجرّدند ، حاصل جهات كمنقصتر انوار اعلونند و فلك ثوابت محصول جهات پرنقصتر آنهاست ؛ و نيز بايد موجوديّت فلك ثوابت عقلا متأخّرتر از ارباب اصنام باشد و در همين تأخّر عقلى ، قسمتى از جهات فقر ارباب اصنام هم در آن ظاهر شده باشد و به خاطر همين است كه شيخ - ره - آن را برزخ مشترك ناميده است ، يعنى برزخى ( جسمى ) كه وجود آن ، حاصل جهات فقر همهء انوار اعلون و ارباب
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص١٨٩
هامش
( 1 ) حكمة الاشراق ، ص ، 178 .
( 2 ) قبلا هم اشاره شد كه گر چه در نظريّهء حكماى مشّاء صدور فلك ثوابت از عقل دوم است ، امّا شيخ ، همه جا به صدور آن از عقل اوّل يا نور اقرب ، اعتراض كرده است .