زيرا برترى مطلق در افاضهء وجود است و وجود هيچ كدام از اجرام اثيرى و عنصرى از ديگرى نيست : « . . . و القواهر لا يقدر البشر على احصائها و ضبط ترتيبها و ليست هى ذاهبة فى الطّول فحسب ، بل منها متكافئة . فإن الأعلين بجهاتها الكثيرة النّوريّة يجوز ان يصدر عنها وجود انوار قاهرة متكافئة ، و لو لا ذلك ما حصلت انواع متكافئة . . . ففى القواهر أصول طوليّة هى الأمّهات و منها عرضيّة . . . » . « 1 » در اينجا لازم است چند مسأله مورد بررسى قرار گيرد : اوّل اينكه : اصولا بحث ارباب انواع مربوط به كدام يك از مباحث فلسفى است و دليل لزوم اعتقاد بدين موضوع چيست ؟ دوم اينكه : سابقهء وجود چنين باورى در ميان ملل و اقوام گذشته و حكماى قديم چگونه بوده است ؟ و مسألهء آخر اينكه : چه شباهتهايى بين نظريّهء ارباب انواع اشراقى و مثل افلاطونى موجود است ؟ در مورد جايگاه اصلى اين بحث در ميان مباحث فلسفى و لزوم اعتقاد به چنين مسألهاى بايد گفت : اين موضوع از فروعات مبحث « ترتيب وجود » و « كيفيّت صدور كثرت از وحدت » است و طرح آن در فلسفهء اشراق براى توجيه كيفيّت صدور عالم اجسام اثيرى و عنصرى و عالم مثال از نور الانوار و انوار قاهره است . اساسا موضوع اصلى و اساسى فلسفه ، هستىشناسى است ، و ساير مباحث فلسفى ديگر فروع و مقدّمات اين موضوعاند و مكاتب مختلف فلسفى حاصل نحوهء نگرش و زاويه ديد حكما ، نسبت بدين مسأله است . يكى از مكاتب مشهور فلسفى قديم مكتب مشّاء است كه با نام « ارسطو » همراه است . در اين مكتب ، بعد از اثبات واجب الوجود ، به موضوع كيفيّت صدور عالم از او مىپردازند و بر مبناى اصل فلسفى « الواحد لا يصدر منه الّا الواحد » ، اوّل صادر از ذات حق را موجود واحدى مىدانند كه جز « عقل » نمىتواند چيز ديگرى باشد و آن را « عقل اوّل »
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص١٨٥
هامش
( 1 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 2 ؛ حكمة الاشراق ، صص 178 - 179 .