تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
بارها به عنوان شاهدى بر اين مدّعى ذكر كرده است و به صراحت پيروى خود را از آراى اين حكماى قديم ابراز داشته است : در توضيح اين مطلب بايد گفت كه از مطالعهء آرا و عقايد و فرهنگ و حكمت ايران باستان و اقوام و ملل ، همسايهء دور و نزديك اين سرزمين ، چنين برمىآيد كه فرهنگ و فلسفهء اين اقوام و ملل ، از فرهنگ و حكمت ايران باستان بسيار متأثّر بوده است تا جايى كه به گفته مرحوم پورداود ، فيلسوف يونانى « پرفيريوس »
Porphyrius
متوفاى 304 ميلادى ، فيثاغورث ، فيلسوف نيمهء قرن ششم قبل از ميلاد را از شاگردان زردشت شمرده است ، و نيز « پلوتارخس »
Plutarkhos
، مورّخ يونانى متوفاى 125 ميلادى با استفاده از كتاب مفيد ، امّا مفقودشدهء فيليپينا
) Philippina (
، اثر مورخ ديگر يونانى تئپونپوس
) theopoNpos (

، معاصر فيليپ و اسكندر كه در قرن چهارم قبل از ميلاد آن را نوشته ، اطلاعات مختصر ، امّا مفيدى را در مورد امشاسپندان و ستيزهء اريمانوس ( اهريمن ) با اورمزدس ( هرمزد ) و پيروز شدن هرمزد ( اهورامزدا ) بر او ، در اختيار ما ، گذاشته است . « 1 » اينها و صدها مورد از اين قبيل ، نشانهء قدمت ، عظمت و شدّت تأثيرگذارى حكمت خسروانى ايران بر افكار و عقايد ملل مختلف قديم است و بديهى است كه فلاسفه قديم اشراقى هم از اين تأثير و تأثّر بر كنار نبوده‌اند و لذا متأثّر شدن فيلسوفى دقيق پر شور و حسّاس و جوان ايرانى چون شيخ اشراق ، از اين حكمت متعالى كاملا طبيعى است ، و قول ايشان به وجود ارباب انواع ( اصحاب اصنام ) هم به وضوح برگرفته از آيين مزديسناى زردشتى ( دين پيغمبر ايرانى زردشت ) است . در اين آيين به سه طبقه از فرشتگان معتقدند : 1 . امشاسپندان 2 . ايزدان 3 . فروهرها . الف ) آمشاسپندان : امشاسپندان ( مقدّسان فناناپذير ) فرشتگان مقرّبى هستند كه تعداد آنها به تدريج در عدد هفت ، قرار گرفته است و از دستياران نزديك اهورامزدا و به منزلهء وزراى او هستند و در رأس آنها ، سپنت‌مينو و گاهى خود اهورامزدا و غالبا بهمن ، قرار دارد و عبارت‌اند از : بهمن ، ارديبهشت ، شهريور ، خرداد و امرداد و سروش . كه به هر يك وظايفى به شرح زير محوّل شده است : 1 . بهمن ( وه من ) « منش نيك » ، كه معمولا در رأس امشاسپندان قرار دارد نخستين

هامش
( 1 ) پورداود ، ابراهيم ، يشتها ، انتشارات اساطير ، تهران ، 1377 ، ج 1 ، صص 38 ، 39 و 83 .