« . . . و از جملهء نورهاى قاهر اعنى عقلها يكى آن است كه نسبت وى با ما همچون پدر است و او [ ربّ ] طلسم نوع انسانى است و بخشندهء نفسهاى ماست و مكمّل انسانى است و شارع ما او را « روح القدس » گويد و اهل حكمت او را « عقل فعّال » گويند . . . » . « 1 » امّا در آثار عربيش : در كتاب مقاومات به اختصار و در كتابهاى مشارع و مطارحات و حكمة الاشراق ، به تفصيل اين موضوع را مورد بحث و بررسى قرار داده ، آراى قدما را در اين مورد بيان كرده ، دليل لزوم اعتقاد بدانها را توضيح داده و ويژگىها و وظايف آنها را خاطر نشان كرده است . اگر چه شيخ - ره - در هيچ جا از اين آثار هم تعريف جامع و مانع و منسجمى از آنها به دست نداده است ، از مجموع اين بحثها و توصيفها و توضيحات مىتوان دريافت كه بنا به نظر شيخ ، ارباب انواع يا اصحاب اصنام : انوار مجرّد قاهر ، هم عرضى هستند از سلسلهء دوم انوار قاهره كه سبب وجود و مبدأ نفوس و حافظ بقاى همهء انواع اجسام اثيرى و عنصرى هستند . توضيح اينكه : طبق نظر شيخ اشراق ، اولا ، عقول ( انوار قاهره ) بسيار فراواناند و منحصر در ده و بيست نيستند . ثانيا اين انوار به دو طبقهء طولى و عرضى منقسم مىشوند كه طبقهء عرضى خود حاصل جهات و مناسبات مختلف طبقه طولىاند . طبقهء طولى ، طبقهء اوّل انوارند كه به انوار قاهرهء اعلون موسوماند و طولى بودن آنها هم بدين معنى است كه در بين آنها رابطهء علّى و معلولى موجود است و به ترتيب نزولى ، عالى ، علّت سافل است و سافل ، مقهور عالى است و هر يك از آنها نسبت به مادون خود شريفترند . امّا طبقه عرضى كه طبقه دوم انوار قاهرند و به اصحاب اصنام يا ارباب انواع مشهورند ، اگر چه خود معلول طبقه اوّلاند ، نسبت به هم ، متكافىاند ، بدين معنى كه هيچ كدام از آنها علّت وجودى ديگرى نيستند و لذا در شرافت يا خساست هم عرض و همسان همديگرند ؛ و به همين علّت است كه در مكتب اشراق آنها را موجد انواع جسمانى مىدانند ، زيرا جسمانيّات هم هيچ كدام علّت وجودى ديگرى نيستند و به همين جهت هيچ كدام از آنها هم به ذات خود بر ديگرى شرافت و برترى مطلق ندارد ،
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص١٨٤
هامش
( 1 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ هياكل النّور ، صص 96 - 97 .