تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١

شايد كه بديشان بپيوندد در بعضى اوقات چنان كه در خواب ، و منتقش شود به نقوش كاينات و مطّلع شود بر غيب ، و اگر نه تشويش‌هاى متخيّله بودى ، بر ما سهل بودى اطّلاع بر عالم غيبى . . . الّا آن است كه متخيّله ، هميشه نقل مىكند از صورتى به صورتى كه مناسب و مشابه يا مفاد آن چيز باشد ، چنان كه اگر نفس ، دشمن بيند متخيّله محاكات كند به مار و گرگ و اگر پادشاه ديده باشد ، محاكات كند به دريا و كوه . . . » . « 1 » در اين عبارات ، ابتدا علّت آگاهى نفوس فلكى از حوادث كاينات را يادآور شده است كه : حوادث عالم معلول حركات ارادى افلاك‌اند و محرّك افلاك هم نفوس آنهاست و بنا بر اين حوادث كاينات در واقع ناشى از نفوس افلاك‌اند ، پس علم آنها به آنچه ناشى از خود آنهاست امرى طبيعى است . ناگفته نماند كه همچنانكه شيخ تصريح فرموده است حركات افلاك ، به قصد ايجاد حوادث عالم نيست ، زيرا سافل نمىتواند علّت عالى شود ، بلكه اين حركات ، به عشق و شوق عقول و به قصد تقرّب بدانهاست و حوادث عالم لازمه اين حركات است نه هدف آن . نكته‌اى ديگر كه در عبارت فوق ، قابل توجّه است ، استناد شيخ اشراق به آيات ، و تفسير رمزى - عرفانى آنها براى اثبات نظريّه‌اى فلسفى است ، كه بيانگر شيوهء اشراقى ايشان است كه تلفيقى است از دين و فلسفه و ذوق و استدلال . مسألهء ديگر ، اشارهء ايشان است به رؤياهاى صادقه و اضغاث « 2 » و احلام ، و نياز اين قسم از رؤيا ( اضغاث احلام ) به تعبير و تأويل است ، زيرا دستخوش شيطنت‌ها و تشويشهاى متخيّله است . شيخ - ره - در همهء آثار فارسى و عربى خود ، رؤيا را به عنوان محصول ارتباط بين نفس ناطقهء زمينى و انوار اسفهبدى فلكى توجيه كرده است ، امّا در كتاب حكمة الاشراق نكتهء اشراقى خاصّى را به مطالب فوق افزوده ، مىفرمايد : « . . . و جميع ما يرى فى المنام من الجبال و البحور و الأرضين و الاصوات العظيمة و الأشخاص ، كلّها مثل قائمة ، و كذا الروائح و غيرها . . . » . « 3 »

هامش
( 1 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ الواح عمادى ، صص 176 - 177 .
( 2 ) ضغث الحديث : خلّطه ، و « اضغاث احلام » : احلام مختلطة لا يصحّ تأويلها لاختلاطها . ( المنجد ) .
( 3 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 2 ؛ حكمة الاشراق ، ص 240 .