پس آنچه در مبحث رؤيا ، در آن مشترك هستند ، رؤياى صادقه و دخالت متخيّله در رؤياى كاذبه است و آنچه در آن مختلفاند ، چند چيز است : 1 . جايگاه ظهور صور رؤيا : كه نزد شيخ اشراق نفس است و به نظر حكماى مشّاء حسّ مشترك است . 2 . منشأ اصلى صور رؤيا : كه نزد شيخ اشراق نفوس فلكى است و به نظر حكماى مشّاء ، يا عالم قدس ( همان نفوس فلكى يا عالم عقول ) است يا قوّه متخيّله . 3 . متخيّله : به نظر حكماى مشّاء ، خود متخيّله گاهى منشأ اين صور است ، امّا به نظر شيخ اشراق منشأ نيست ، بلكه تنها شيطنت مىكند . 4 . و در نهايت شيخ اشراق ، با طرح نقش « مثل معلّقه » ، در صور رؤيا ، به طور كلّى راهش را از آنها جدا مىكند و در صفحهء 496 كتاب مشارع و مطارحات از بروز اين اختلاف اساسى و تباين كلّى با حكماى مشّاء در مورد اين گونه صور ، مخصوصا صورى كه اهل سلوك و مشاهده مىبينند ، خبر مىدهد و مىگويد اصولا حكماى مشّاء صلاحيّت صحبت از اين مسائل را ندارند ، زيرا آنها اهل سلوك نبودهاند و يا اهل سلوك كم داشتهاند و ديگر اينكه : آنها از دو عالم عظيم غافل ماندهاند و كمترين نقشى براى اين دو عالم در بحثهايشان قائل نشدهاند : « . . . و امّا الكلام فى الصّور و الأمور الّتى تتراءى لأرباب المشاهدات فلا نسلّم للمشّائين الكلام فيها فانّه لم يسلك منهم الّا القليل و الّذى سلك منهم كان سلوكه ضعيفا ، و من سلك عن استاذ متألّه او بتأييد قدسىّ غريب - و ان كان قلّ ما يقع - فسيعرف انّ المشّائين غفلوا عن عالمين عظيمين - و لم يدخلا فى ابحاثهم قطّ - و انّ وراء ما ذكروا اشيا أخرى » . « 1 » بايد منظور شيخ از اين دو عالم عظيم ، يكى عالم « ارباب اصنام » باشد كه طبقهء عرضيّه از انوار قاهره هستند و ديگر عالم « مثل معلّقه » ، كه خود حاصل و صادر از گروهى از اين انوار ارباب اصنام هستند . توضيح اينكه : طبق نظريّهء شيخ اشراق ، عالم انوار به دو طبقه تقسيم مىشود يكى طبقهء انوار قاهره اعلون و يكى طبقهء ارباب اصنام ، ارباب اصنام خود ، صادر از انوار اعلون هستند و به دو قسم تقسيم مىشوند ، گروهى از آنها حاصل اشراقات انوار اعلون هستند
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص١٧٤
هامش
( 1 ) مشارع و مطارحات ، ص 496 .