تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
( انوار ) از همديگر و پيدايش نفوس و اجسام از آنهاست ، كه در اين نظريّه ، طبق قاعده امكان اشرف ، اوّل صادر از ذات حق بايد عقل باشد و از اين عقل هم نبايد تنها جسم صادر شود ، چون در اين صورت عالم ، بر همان يك جسم مقصور مىماند ، زيرا جسم نمىتواند مصدر عقل و نفس و جسم ديگر باشد ؛ امّا امتناع صدور عقل و نفس از جسم ، به دليل امتناع صدور شريف از خسيس است ؛ و امتناع صدور جسم از جسم هم به دليل امتناع وجود خلأ است . بدين توضيح كه : جسم ، نيازمند مكان است و هر چه در مكان است محوىّ است و هر محويّى داراى حاوى است ، و اگر جسم ، علّت وجود جسم باشد ، يا محوىّ علّت حاوى است يا حاوى علّت محوىّ ؛ امّا محوىّ به استناد قاعدهء امكان اشرف ، نمىتواند علّت حاوى باشد ، و امّا حاوى ، آن هم به علّت امتناع وجود خلأ ، نمىتواند علّت محوى باشد ، زيرا : وجوب وجود حاوى ، بايد قبل از وجوب وجود محوىّ باشد ، و اين مستلزم تقارن وجوب حاوى با امكان محوىّ است ، و در امكان ، احتمال وجود و عدم هست ، يعنى همچنانكه امكان وجود محوىّ هست ، امكان عدم آن هم وجود دارد ، و در صورت فرض عدم محوىّ ، بايد در ميان حاوى خلأ باشد و اگر فرض وجود خلأ را بپذيريم اين را هم بايد بپذيريم كه خلائى كه بتواند جسم بزرگترى را در ميان بگيرد ، بزرگتر است از خلائى ، كه گنجايش جسم كوچك‌ترى را دارد ، و چيزى كه كوچكى و بزرگى را بپذيرد ، داراى طول و عرض و عمق است و مىتواند مقصود به اشاره شود و چنين چيزى جسم است ، و اگر جسمى را در آن فرض كنيم ، ابعاد ، به يك بعد مبدّل مىشوند و تداخل پيش مىآيد ، و تداخل هم محال است ، پس وجود خلأ محال است .

خليفه خدا :

« . . . و بدان كه « نفس » ، خليفهء خداست در زمين ، چنان كه گفت :
« هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ »

« 1 » درجاتى به قدر درجات علوم مردم و فضيلت نفوس و غايت همّت ايشان . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ الواح عمادى ، ص 195 )

هامش
( 1 ) سوره 6 ، ( الانعام ) آيهء 165 ، نقل از همان ص 195 .