تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦

« . . . و هر كه حكمت بداند و بر سپاس و تقديس نور الانوار مداومت نمايد ، او را « خرّهء كيان » بدهند و « فرّ نورانى » ببخشند و بارقى الهى او را كسوت هيبت و بها بپوشاند و رئيس طبيعى شود عالم را ، و او را از عالم اعلى نصرت رسد و سخن او در عالم علوى مسموع باشد ، و خواب و الهام او به كمال رسد . و اللّه اعلم بالصّواب . . . » . « 1 » حالت غالب بر نفس انسان ممكن است قهر يا محبّت باشد ، اگر قهر بر نفس غالب باشد اين فرّ و فروغ ، موجب شجاعت او و قهر و غلبه‌اش بر دشمنان مىگردد و اگر حالت غالب بر نفس ، عشق و محبّت باشد ، اين نور موجب عشق و محبّت و تعظيم خلايق نسبت به او مىشود ؛ و اگر اين شخص پادشاه باشد و دائم در آيات عالم جبروت بينديشد و به خير و بركت و عدل و كرم متّصف باشد ، اين نور باعث هيبت و فرّ و شكوه او مىشود و مردم مطيع و خاضع او مىشوند و با تأييدات الهى بر عالم حكومت مىكند . اين نور طامس ساطع از عالم انوار بر نفس را ايرانيان قديم ، فرّ يا فرّه كيان يا « كيان خرّه » مىگفتند . شيخ اشراق - ره - معتقد است كه از ميان پادشاهان ايران باستان ، « كيومرث » و « فريدون » و « كيخسرو » و ، به اين فرّ كيانى مستظهر بوده‌اند ، و از ميان بزرگان تاريخ « هرمس » « 2 » ، و از ميان حكماى يونان ، حكيم الهى ، « افلاطون » به اين نور طامس يا « خرّه » مؤيّد بوده‌اند . اين چنين كسانى كه به كمال نظرى و عملى خود رسيده‌اند ، « حكيم متألّه » اند و حكيم متألّه كسى است كه بر اثر بريدن از عالم ظلمات و پيوستن به عالم نور و ملكوت ، بعد مادّى و كالبد جسمانى براى او همچون جامه‌اى مىشود كه هر وقت اراده كند آن را خلع مىنمايد و يا مىپوشد ، عروج به عالم نور و در آمدن به هر شكل و صورتى براى او ميسّر

هامش
( 1 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ص 81 .
( 2 ) هرمس) Hermes (، در كتب لغت و تراجم بر اشخاص مختلفى اطلاق شده است از جمله : يكى از قهرمانان افسانه‌اى يونان ، پسر زئوس ، حكيمى بابلى از شاگردان فيثاغورث ، حكيمى مصرى باز هم از شاگردان فيثاغورث ، و بالاخره ، ادريس پيغمبر ، كه مناسب‌ترين شخص با توصيف شيخ اشراق است ، و در لغتنامه در مورد او چنين آمده است : « هرمس ، نام ادريس پيغمبر و او پيغمبرى بوده است ، و پادشاهى و حكمت را با هم داشته و علوم رياضى را كه حساب و هندسه و هيأت باشد او آورده است . . . » .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 166 | سيد محمد خالد غفارى