تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
است كه آن را « حكمت طبيعى » يا علم طبيعى مىنامند كه موضوع آن جسم عالم است .

حىّ :

« . . . و عبارت از حىّ آن است كه درّاك و فعّال باشد . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ الواح عمادى ، ص 140 ) « . . . و الحىّ هو الدرّاك ذا الفعّال . . . و هو فيّاض بالذّات ، فالنّور المحض حىّ و كلّ حىّ فهو نور محض . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 2 ؛ حكمة الاشراق ، ص 117 ) اصطلاح حىّ ، در عرف حكما و الهيّون و مخصوصا شيخ اشراق مفهومى والاتر از « زنده » ، در علوم زيستى يا عرف عامّ دارد ، و اگر چه پديدهء « حيات » پديده‌اى شگفت و مرموز است و بشر با تمامى پيشرفتى كه در همهء زمينه‌هاى علمى و فنّى داشته هنوز در مقابل پيچيدگى و عظمت آن شگفت زده و مبهوت است ، امّا توجيه اين پديدهء شگفت در نظريّهء شيخ اشراق ، خود شگفت‌آور و عجيب و بسيار هوشمندانه است . شيخ - رحمه اللّه - با همان جهانبينى « نور و ظلمت » به حلّ مسألهء حيات پرداخته و حيات را نور مجرّد دانسته و نور مجرّد را هم درّاك و فيّاض مىداند . درّاك بودن نور مجرّد ظهور او بر خود و حضور او براى خود است ، يعنى بدون نياز به هيچ تصوّر و تصديقى به هستى خود آگاه است و بر خود ظاهر است . و فيّاض بودنش بدين معنى است كه همچنانكه خورشيد - گر چه نور عارض است - حياتبخش و هستى آفرين است ، اين نور مجرّد ، به مراتب از خورشيد والاتر و فزون‌تر است و اصولا نور خورشيد همچون سايه‌اى از اوست ، زيرا او نور حقيقى محض است . پس حيات ، نور مجرّد است و سرچشمهء فيّاض وجود است و بنا بر اين هر زنده‌اى ، زنده از نورى محض و مجرّد است و هر نور محض مجرّدى هم زنده است ، چيزى كه هست اينجا هم ، اصل تشكيك حاكم است ، يعنى حيات داراى مراتبى از شدّت و ضعف است ، و از پايين‌ترين مرتبه ، كه در موجودات ميكروسكوپى متجلّى است تا عالىترين اوج آن ، كه ذات حق - تعالى - است گسترده است ، بدايت اين پهنهء عظيم ، ابتدايىترين و ضعيف‌ترين نمود حيات است و نهايت آن ، كمال مطلق است و در نهايت اين گستردهء