عظيم ذات كامل مطلق حقّ قرار دارد كه « نور الانوار » است و « حىّ قيّوم » ، يعنى نورى است كه هستى همه نورها و حياتهاى ديگر از اوست ، و بعد از او ، « حىّ قائم » است كه عقل اوّل يا نور اقرب ناميده شده است و بعد از اين عقل ، ساير عقول قرار دارند .
بعد از مرحلهء عقول ، حيات ، به مرحلهء نفوس تنزّل مىيابد و نفوس ناطقهء فلكى و انسانى و نفوس مدبّرهء حيوانى تا پايينترين مراتب آن را به ترتيب نزولى در بر مىگيرد .
اين سلسلهء عظيم از مراتب مختلف حيات ، كه همان هستهء اصلى هستى است ، طبقهء نور را تشكيل مىدهد و بقيهء عالم هستى كه عبارت از اجسام اثيرى و عنصرى است در طبقهء ظلمت قرار مىگيرند كه هستيشان از طبقهء نور ، يعنى همان طيف گسترده حيات است .
و از آنجا كه نفس ، نور است و نور هم حيات است ، نفس تنها به موجوداتى تعلّق پيدا مىكند كه در آنها نوعى نور ، كه همان روح حيوانى است پيدا شده باشد ، و لذا هر گاه كه اين روح حيوانى منكدر شود ، شخص به ماليخوليا و آشفتگى روانى مبتلا مىگردد و چون آن روح حيوانى به كلّى از او قطع شد سلطنت نفس هم بر آن موجود ، پايان مىيابد .
حيات :
« . . . و الحياة هى نفس النّوريّة المجرّدة . . . » .
( مجموعهء مصنّفات ، ج 1 ؛ مقاومات ، ص 188 ) « . . . الحياة هى ان يكون الشّىء ظاهرا لنفسه . . . » .
( حكمة الاشراق ، ص 117 ) ( براى توضيح ر . ك : حىّ ) .