حكمت :
« . . . و حكمت توسّط استعمال عقل عملى است در آنچه تدبير زندگانى كنند و نكنند به حسب رأى درست ، و آن ، در ميان دو حالت مذموم است چون گربزى و بلاهت . و اين حكمت نه آن حكمت است كه انتقاش باشد به حقايق و معقولات ، كه آن چندان كه زيادت بود بهتر است . . . » .
( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، ص 69 ) اصطلاح حكمت ، در معانى مختلفى از جمله : كلام درست و حق ، كار درست و متين ، علم ، عدل ، حلم و بالأخره فلسفه ، به كار رفته است ، امّا كاربرد غالب آن در دو معنى « علم » و « عمل خردمندانه » است ، يعنى گاهى منظور از حكمت ، علم و معرفت است و گاهى منظور از آن ، عمل عقلايى است و گاهى آميزهاى از اين دو از آن خواسته شده است .
در قرآن ، كلمهء حكمت ، در هر دو معنى و نيز آميزهاى از هر دو ، به كار رفته است در آيهء 272 ، سورهء بقره
« يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ »
، علم و معرفت مدّ نظر است و تركيب اضافى
« أُولُوا الْأَلْبابِ »
دليل بر آن است .
در آيهء 76 ، سوره آل عمران :
« وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ ، لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ . . . »
با توجّه به تقارن كتاب و حكمت و ايمان و نصرت ، هر دو جنبهء علم و عمل بايد مورد نظر باشد .
در سورهء مباركهء « إسراء » بعد از حدود شانزده آيهء مشتمل بر امر و نهى و ارشاد - از آيه 25 ، كه با
« لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ »
شروع مىشود . و با آيهء 41 ،
« وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً . . . »
پايان مىيابد - آيهء شريفهء
« ذلِكَ مِمَّا أَوْحى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتُلْقى فِي جَهَنَّمَ مَلُوماً مَدْحُوراً . . . »
آمده است كه خداوند اين مجموعهء عملى و نظرى از اوامر و نواهى « حكمت » خوانده است و معلوم است كه منظور از حكمت در اينجا ، هر دو جنبهء عملى و نظرى آن است .
امّا در اصطلاح حكما ، غالبا بر جنبهء عملى آن تأكيد شده است ، يعنى نزد حكما ، حكيم كسى است كه بعد از طىّ طريق تعلّم و تهذّب ، در رفتار و اعمال شخصى و