تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
چون افلاك موجودات ذى شعور شريفى هستند كه از شواغل عالم مادّى و شهوت و غضب و تضاد و تزاحم فارغ‌اند ، مستعد دريافت اشراقات انوار قاهره و نور الانوارند ، و هر بار كه شروق نورى را در مىيابند شوق و حركتى در آنها ايجاد مىشود ، و باز هم هر شوق و حركتى ، اشراق مجدّدى را به دنبال خود مىآورد و دوام اين اشراقات و حركات با هم ، موجب حدوث حوادث عالم ما مىگردد . و در اين مورد است كه مىفرمايد : « . . . و چون ما ، خود را از شواغل بدن پاك كنيم . . . بيابيم در نفوس [ خود ] انوار لامع چون برق خاطف . . . چون كه حال ما چنين است چه ظنّ است تو را به اشخاص كريم ربّانى . . . محرم از شواغل كه از ايشان هرگز شروق انوار ، ربّ الارباب منقطع نشود . . . [ هر ] اشراقى موجب حركتى شود و هر حركتى موجب اشراقى ، پس دوام تجدّد اشراقات ، موجب دوام تجدّد حركات است و دوام تجدّد حركات معدّ دوام اشراقات است و دوام هر دو سلسله ، موجب حدوث است در عالم سفلى . . . » . « 1 »

حركت و نور :

و حاصل كلام آنكه ، همهء حركات ، چه در عالم افلاك و چه در عالم اجسام ناشى از نور است ، خواه مجرّد باشد خواه عارض ؛ امّا در عالم ما - عالم اجسام - حركات ، يا ناشى از موجودات زنده است يا ناشى از اشياء ، آنچه ناشى از موجودات زنده است ، ناشى از نفوس و حيات است ، و نفس و حيات ، نور مجرّدند . و آنچه ناشى از اشياست مثل بخارها ، دودها ، باران ، رعد ، برق ، صواعق ، بادها و زلزله‌ها و . . . علّت اوّليّهء آنها ، حرارت است و حرارت هم ، ناشى از شعاع آفتاب است و شعاع آفتاب هم نور عارض است . و امّا در عالم افلاك ، اگر چه در ظاهر حركت از افلاك است ، آنچه فلك را به حركت در مىآورد ، اشراق انوار قاهره و مباشرت نور مدبّر يا نفس ناطقهء فلك است ، و در واقع علّت اصلى حركت آنها نور مدبّر و نور سانح است . پس حركت ، از سرچشمهء حيات و نور مىجوشد ، و سكون هم كه عدم است ( عدم حركت ) مناسب ظلمات مرده است . و اگر در اين عالم نورى نبود ، هرگز حركتى حادث نمىشد ، پس انوار ، علّت حركات و حرارت‌اند و حركت و حرارت هم ظاهركنندهء نورند و اگر تمام اشياى عالم را بگردى و
هامش
( 1 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ هياكل النّور ، صص 99 - 100 .