تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١

هستند كه پيرامون چگونگى انجام « فعل حق » ، به عمل آمده است كه : آيا فعل حق ، مسبوق به عدم است ؟ آيا صادر از اراده است ؟ آيا منوط به حصول شرايط و زمان خاصّ است ؟ آيا فعل او همان علم اوست و آيا علم و اراده و قدرت و حيات و ساير ويژگىهاى واجب الوجود ، صفاتى زائد بر ذات حق‌اند ؟ يا همان ذات حق هستند و همه چيز او ، از جمله فعل او چون ذات او قديم و ازلى و ابدى است ؟ عدّه‌اى بر اين رأىاند كه فعل حق و صدور ممكنات از او بايد مسبوق به عدم و زمان بوده و نبايد به قدمت ذات حق باشد و الّا تعدّد قدما و برابرى و همزمانى علّت و معلول و همسانى بين خالق و مخلوق پيش مىآيد ، امّا عدّه ديگر از حكما ، از جمله شيخ اشراق « 1 » ، بر اين نظرند كه عالم بايد قديم باشد ؛ و برهان ايشان اين است كه : عالم ممكن است و ممكن هم براى موجود شدن نيازمند مرجّح است و ذات واجب الوجود كه علّت تام و مرجّح كامل همه ممكنات است ، هميشه بوده است پس عالم هم بايد ، هميشه بوده باشد ، يعنى چون مرجّح دايم بوده است ، ترجيح هم بايد دايم بوده باشد ، و الّا يا بايد تخلّف معلول از علّت تامّه را بپذيريم يا بايد بگوييم با وجود اينكه حق تعالى دائم بوده ، امّا هنوز مرجّح تامّ براى وجود ممكنات حاصل نبوده است و وجود آنها بر شرطى يا زمانى يا زوال مانعى موقوف بوده ، در حالى كه پيش از وجود همهء ممكنات ، نه وقتى هست و نه شرطى تا چيزى بر آنها موقوف باشد و اصولا زمان و وقت خود جزو ممكنات است و نمىتواند بر آنها متقدّم گردد ؛ و نيز نمىتوان گفت كه اين ممكنات بعدا بر اثر ارادهء خدا به وجود آمده‌اند ، زيرا همچنانكه در مبحث اراده گذشت ، حكما ، از جمله شيخ اشراق معتقدند كه « . . . نشايد كه او چيزها به ارادت كند » . « 2 » چون اراده ، حاصل تغيير در تصميم به خاطر پى بردن به اولويّت وضعى بر وضعى ديگر است و اين شايستهء حق نيست : « . . . و القادر التّام لا يقسّره اضطراب الإرادة و هو دايم الإرادة الشّديد القوّة التّى لا يؤثّر فيه

هامش
( 1 ) لازم به يادآورى است كه شيخ اشراق در كتاب بستان القلوب با نظريّه قدمت و ازلى و ابدى بودن عالم ، ابراز مخالفت كرده است ، براى توضيح بيشتر به آخر مبحث تقدّم رجوع شود .
( 2 ) پرتونامه ، ص 47 .