هستند و حركاتشان از روى شوق و عشق به انوار قاهره و نور الانوار است ، و چون نفوس آنها پاك و منزّه از هر گونه شواغل و آلايشى است ، شروق انوار حق هرگز از آنها منقطع نمىشود و هر اشراقى موجب شوقى و حركتى است و دوام تجدّد اشراقات ، موجب دوام تجدّد حركات است و از طرف ديگر دوام تجدّد حركات زمينهساز دوام تجدّد اشراقات است و دوام هر دو سلسله ، موجب دوام حدوث حوادث در عالم سفلى است ، و اگر شوق افلاك و حركات ايشان نبود فيض حق منقطع مىشد ، زيرا كه در ذات حق تغيّر نيست تا موجب تغيير فيض در حادثات شود : « . . . پس مستمرّ شد به جود [ او ] - سبحانه و تعالى - حدوث حادثات به سبب وجدى دائم از آن عاشقان ربّانى » . « 1 » امّا اين ، نه بدين معنى است كه حركات افلاك خالق حوادثاند ، بلكه به واسطهء حركات ايشان استعداد اشياء ممكن بروز مىكند و خداى تعالى هم در خور استعداد هر چيزى ، آنچه را كه لايق او باشد ، ايجاد مىكند ، ولى چون فاعل ، كه خداوند است قابل تجدّد و تغيّر نيست ، حدوث و تجدّد چيزها به نسبت استعداد آنهاست و سبب اين تجدّد هم ، حركات شوقى افلاك است .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص١٥٠
« . . . و هر ممكنى را نااستحقاق وجود ، پيش از استحقاق وجود است ، تقدّمى عقلى نه زمانى ، و اين را « حدوث ذاتى » گوييم » .
( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، صص 43 - 44 ) گر چه بحث « حدوث ذاتى » در چند جاى ديگر از جمله مباحث : حادث ، تقدّم و ابداع ، آمده است ، امّا چون جايگاه اصلى اين اصطلاح اين جاست ناچار به قدر لزوم به توضيح آن خواهيم پرداخت .
اين موضوع و بحثهاى مرتبط با آن در اصل مربوط به مبحث فعل واجب الوجود هستند ؛ و در حقيقت مفاهيم عناوين و اصطلاحاتى از قبيل : « حدوث ذاتى » ، ابداع ، تقدّم علّى و غيره همگى جوابهاى سؤالهاى متعدّد و گوناگون و حاصل مجادلات و مناقشاتى
هامش
( 1 ) هياكل النّور ، ص 100 .