نفسه . . . و ما ليس بنور فى حقيقة نفسه ينقسم الى ما هو مستغن عن المحلّ و هو « الجوهر الغاسق و الى ما هو هيئة لغيره و هى « الهيئة الظّلمانيّة » . . . » . « 1 » بنا بر آنچه از متن فوق مىتوان استخراج كرد ، « جوهر غاسق » ، چيزى است كه در ذات خود نور نيست و به محلّ هم نيازمند نيست ، و اين همان جسم است . توضيح اينكه : در جهانبينى شيخ - رحمه اللّه - و حكماى اشراقى ، « عالم » ، يا نور است يا ظلمت ، آنچه نور است يا نور ذاتى است ، يعنى در ذات و حقيقت خود نور است ، يا نور عرضى ، يعنى نوريّتش از خود نيست ؛ و آنچه ظلمت است يا بىنياز از محلّ است ، كه همان جوهر ، يا جوهر جسمانى است و يا نيازمند به محلّ است كه همان عرض يا هيأت ظلمانى است . و خلاصه آنكه : عالم ، يا نور است يا ظلمت ، و ظلمت هم يا جوهر است يا عرض . و در صفحه 117 همين كتاب ( حكمة الاشراق ) مىفرمايد : « و الجوهر الغاسق ليس به ظاهر فى نفسه و لا لنفسه » . و در صفحهء 110 همان مىفرمايد : « و الجوهر الغاسق ، جوهريّته عقليّة و غاسقيّته ، عدميّة فلا يوجد من حيث هو كذا ، بل هو فى الأعيان مع الخصوصيّات » . منظور از اين سخنان اين است كه : اولا جسم يا مادّه ، نمىتواند خود يا عوارض خود را ، به وجود آورد ، ثانيا « جوهر غاسق » ( جسم ، مادّه ) بدون عوارض و مخصّصات ، تحقّق عينى ندارد . و چون اين مسائل هم قبلا مطرح شده و در بحث « نور » هم به تفصيل بدان خواهيم پرداخت ، اينجا به همين اشاره ، اكتفا مىكنيم .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص١٤٥
« . . . و شريفترين جواهر ، « عقل » است و پس از او « نفس » است و بعد « جسم » است . . . و عقل اوّل ، شريفترين عقول است و نفس اوّل ، شريفترين ، نفوس است و فلك اوّل كه به اصطلاح شريعت « عرش » گويند ، شريفترين افلاك است . . . » .
( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ يزدان شناخت ، صص 417 - 418 ) توضيح اينكه : ملاك شرافت در اينجا تأثيرگذارى و تأثيرپذيرى است ، و چون عقل ،
هامش
( 1 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 2 ؛ حكمة الاشراق ، ص 107 .