تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠

شيخ اشراق - ره - همچنانكه جنّ و شياطين را حاصل نفوس اشقيا در عالم اشباح مجرّده مىداند ، وجود طبقاتى از ملائكه را هم محصول نفوس متوسطين در سعادت در همين عالم صور معلّقه به شمار مىآورد : « . . . و قد يحصل من بعض نفوس المتوسّطين ذوات الاشباح المعلّقة المستنيرة الّتى مظاهرها الافلاك ، طبقات من الملائكة لا يحصى عددها » . « 1 » امّا مقام نفوس مقدّسين را بالاتر از مقام ملائكه مىداند : « و مرتقى المتقدّسين اعلى من الملائكة . . . » . « 2 »

جواد :

« . . . و جواد [ به ] حقّ ، آن است كه ببخشد آنچه بايد بخشيدن بىعوض ، و هر كه ببخشد تا او را مدح گويند يا مذمّتش نكنند و حمد و شكرش به جاى آرند جواد مطلق نيست ، بلكه معاملت مىكند » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، ص 46 ) با توجّه به تعريف فوق مىتوان گفت كه براى اتّصاف به صفت « جود » سه شرط اساسى لحاظ شده است : 1 . آنچه بخشيده مىشود مورد نياز باشد 2 . بخشيده شده در خور شخص مورد بخشش قرار گرفته ، باشد 3 . بخشنده ، انتظار هيچ عوضى را چه مدح و ستايش و چه جبران و تلافى از طرف مقابل نداشته باشد ؛ لذا عطا و بخشش به اميد اجر و ثواب اخروى هم ، جود به معنى حقيقى آن نيست : « . . . كه هر كه چيزى بدهد تا او را شكر گويند و يا از خدمت خلاص يابد ، او معامل باشد . . . » . « 3 » بنا بر اين جواد حقيقى و مطلق ، تنها ذات حقّ است . ممكن است سؤال شود كه خداوند هم ، در مقابل بخششهايش شكر خواسته است و

هامش
( 1 ) همان صص 234 - 235 .
( 2 ) همان .
( 3 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ الواح عمادى ، ص 166 .