تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧

اشارات ما به جهات مختلف ، چيزى باشد ، زيرا « اشارات سوى ناچيز محال است » « 1 » و آن چيز همان است كه در اصطلاح هيأت و فلسفه « فلك الافلاك » يا فلك اطلس ناميده مىشود و اينجا آن را « محيط و محدّد » مىنامد . و سپس با شيوهء خاص خود به اثبات ساير ويژگىهاى اين محدّد مىپردازد ، از جمله اينكه نبايد مركب باشد ، نبايد پاره شود ، نبايد بسيار باشد ، و بايد در همهء جهات باشد و محيط به همهء اجسام و بايد بسيط باشد و بالاخره « و جسم بسيط هيچ شكلى را اقتضا نكند الّا گرد » .

تأثير جسم در جسم :

« . . . و بدان كه تأثير جسم در جسم به سه چيز است : يا به مقابله چون آفتاب و زمين يا به ملاقات چون آتش و هيمه يا به مجاورت چون آتش و آب » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ بستان القلوب ، ص 345 ) اين بحث دنبالهء بحث از عالم اجسام است كه به اجسام اثيرى و اجسام عنصرى تقسيم مىشود ، اجسام اثيرى صورت ثابت و پايدارى دارند ، ولى اجسام عنصرى كه در زير افلاك و در مقعّر فلك قمر واقع‌اند ، كائن و فاسدند ، يعنى دستخوش دگرگونى و تحوّل هستند . و اين دگرگونى يا بر اثر تأثير اثيريّات در آنهاست ، و يا بر اثر تأثير خود اين اجسام در همديگر ، كه در متن فوق ، و همچنين در جاهاى ديگرى از آثار خود ، اين تأثير و تأثّر را از سه طريق مىداند : مقابله ، ملاقات و يا مجاورت .

جمال :

« . . . و جمال چيزى آن است كه كمال او كه لايق او باشد او را حاصل بود » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، ص 39 ) جمال واقعى به نسبت كمال است ، بلكه عين آن است ، يعنى زيبايى و جمال هر چيزى در گرو كسب كمال است كه لايق آن چيز است . مثلا جمال درخت ، در آن است كه كمالات لايق خود را حاصل كرده باشد ، يعنى تمام استعدادهايش از قوّه به فعل آمده باشد ، و جمال انسان به نسبت كمالاتى است كه در او حاصل شده است .
هامش
( 1 ) پرتونامه ، ص 15 .