تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

بيرون است و در مقام خود جز يك امر معقول نيست ، در عين حال به اين دليل كه جسم همواره محفوف به عوارض است مىتوان آن را يك امر محسوس به شمار آورد . به عبارت ديگر مىتوان گفت جسم در حدّ ذات خود ، معقول است ، ولى از جهت عوارض ، يك امر محسوس به شمار مىآيد ، زيرا آنچه كه حواسّ از جسم ادراك مىكند جز عوارض چيز ديگرى نيست و اعراض جسم را هم مىتوان از اجزاى ذاتى و داخلى آن به شمار آورد ، به طور مثال حسّ باصره جز رنگ و شكل و مقدار جسم را درك نمىكند ، ولى وقتى كه اين عوارض به عقل عرضه مىگردد ، عقل در حكم به وجود جسم كوچك‌ترين ترديدى به خود راه نمىدهد ، زيرا آنچه كه عارض جسم است بدون وجود جسم صورت تحقّق به خود نمىپذيرد ، بنا بر اين اگر كسى جسم را از جهت عوارض آن ، يك موجود محسوس و قابل اشارهء حسّى به شمار آورد ، سخنى به گزاف نگفته است . « 1 » در اينجا به خاطر اهميّت كاربرد اصل « تشكيك » در تعريف جسم كه مهمترين فرق ميان نظريّهء شيخ و پيروان حكمت مشّاء است ، قسمتى ديگر از كتاب فلسفه سهروردى از استاد ابراهيمى دينانى را كه در اين زمينه است نقل مىكنيم : « . . . بنا بر اين آنچه سهروردى را در اين مسأله از پيروان حكمت مشّاء جدا مىسازد تمسّك وى به اصل « تشكيك » است ، هنگامى كه اين فيلسوف ما به الاشتراك ميان اجسام را اصل « مقدار » و ما به الاختلاف ميان آنها را نيز مقادير گوناگون به شمار مىآورد ، معنى سخن وى اين است كه اصل تشكيك را در جهان اجسام نيز جارى دانسته است . سهروردى اصل « تشكيك » را در مورد بسيارى از مسائل ديگر نيز به كار برده است و آن را زير بناى بسيارى از امور به شمار آورده است . ملاك و ضابطهء اساسى تشكيك ، رجوع ما به الاختلاف به ما به الاشتراك است . در جايى كه اختلاف در شىء به اتحاد در همان شىء باز گردد ، واقعيّت « تشكيك » تحقّق مىپذيرد ، اعمّ از اينكه عنوان اشدّ و اضعف صادق باشد يا نباشد . . . » . « 2 » مطلب آخر اينكه ، همچنانكه گفته شد شيخ - ره - همسو با ارسطو ، نظريّهء جزء لا يتجزّا ( جوهر فرد ) را به شدّت ردّ مىكند و مىفرمايد : اگر چه در عالم عين در تقسيم

هامش
( 1 ) فلسفهء سهروردى ، ص 205 - 206 با تصرّف .
( 2 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، ص 8 .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 135 | سيد محمد خالد غفارى