را نابود كند ؛ اين نظر ، منسوب به فيلسوف معروف يونانى « ارسطو » است . 7 . نظريّهاى است كه شيخ شهاب الدّين سهروردى آن را پذيرفته است ، و آن ، اين است كه : جسم مركب است از دو عنصر جوهر و عرض ، جوهر همان مادّه يا مقدار محض است و عرض ، امتدادى است كه بر اين مادّه ، عارض مىشود و طول و عرض و عمق را به وجود مىآورد . . . » . « 1 » پيش از پرداختن به تجزيه و تحليل نظريّهء شيخ اشراق - ره - دربارهء جسم ، به جواب سؤالى مىپردازيم كه بيشتر متوجّه نظريّه ارسطوست و مىپرسد : آيا جوهر مركب از دو جوهر ، مىتواند استقلال داشته باشد ؟ مبناى اين سؤال يك اصل كلّى است كه مىگويد : « موجوديّت هر مركبى در گرو موجوديّت اجزاى آن است » و بنا بر اين اصل بايد هر وقت مادّه ( هيولى ) از بين رفت جسم هم ، از بين برود ، در حالى كه مىبينيم گاهى مادّهء جسمى متبدّل مىشود ، امّا باز هم جسم از بين نرفته است ، مثلا مادّهء صندلى از چوب به فلز مبدّل مىشود ، امّا صندلى باز هم صندلى است . دو جواب به اين اشكال داده شده است : يكى اينكه منظور از مادّه در تعريف جسم ، مادّه ، به طور اعم است نه يك مادّه مخصوص . ديگر اينكه : بر خلاف كلىهاى ديگر كه اجزاى آنها در عرض يكديگرند اينجا اجزا در طول همديگر هستند و رابطهء دو جزء با يكديگر رابطهء ناقص با كامل است ، كه ناقص ، در عين اينكه وجودى جدا از كامل دارد ، به گونهاى ديگر ، همان ناقص ، عينا در كامل ، موجود است ، يعنى « صورت » ، همان « مادّه » است در مرحلهء عالىتر ، و نسبتشان به هم نسبت قوّه به فعليّت است . پس تركيب مادّه و صورت ، تركيب انضمامى نيست كه از اجتماع دو چيز ، چيز ديگرى حاصل شود ، مثل اجتماع اكسيژن و هيدروژن كه موجب به وجود آمدن آب مىشود ، بلكه « جسم » كه مركب از مادّه و صورت است ، هم كاملا مادّه و هم كاملا صورت است ، منتهى ، مادّه از جنبهء ناقص اين وجود ، انتزاع مىشود و صورت از جنبهء كاملش ، يعنى ، جسم همان مادّهء فعليّت يافته در ضمن صورت است . خلاصه در مورد مادّه و صورت ، اين قول مشهور معتبر است كه مىگويد : « شيئيّة الشّىء بصورته لا بمادّته » ، يعنى هويّت در مركّبات صناعى ، مثل صندلى ، مادام كه صورت
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: سيد محمد خالد غفارى
ص١٣٢
هامش
( 1 ) فلسفهء سهروردى ، صص 204 - 201 ، با اندك تصرف و اختصار .