تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
جوهر جسمانى ناتوان است ، ولى صفات و احوال عرضى جسم را به آسانى درك مىنمايد . امّا درباره حقيقت جسم اقوال و عقايد متفاوت ابراز گشته است از جمله اينكه : 1 . جسم مركب است از تعدادى اجزاء ذو ضلع كه اين اجزاء به هيچ وجه قابل تجزيه و تقسيم نمىباشند ، اين اجزاء ، محدود و متناهى هستند و همچنان كه در جهان خارج تقسيم نمىپذيرند در عقل و وهم هم تقسيم ناپذيرند . بسيارى از متكلمان از اين عقيده جانب‌دارى كرده‌اند . 2 . جسم مركب است از اجزاء نامتناهى تقسيم ناپذير . اين قول منسوب است به نظام ، متكلّم معتزلى مشهور . 3 . جسم مركب است از اجزاء بالفعل بسيار كوچك سخت ، كه در جهان خارج و عالم عين به علّت خردى و سختى غير قابل قسمت‌اند ، امّا در عالم عقل و وهم ، تقسيم‌پذيرند . اين همان نظريّه معروف منسوب به فيلسوف قديم يونانى « ذيمقراطيس » است . 4 . جسم همان گونه كه در جهان حسّ متّصل واحد به نظر مىرسد ، در واقع و نفس الامر هم همين طور است ، ولى به اجزاء محدود و متناهى قابل تقسيم است . شهرستانى اين نظريّه را پذيرفته است . 5 . جسم : عبارت است از يك جوهر بسيط و متّصل كه اتّصال و امتداد جوهرى آن ، هم در عقل و وهم ، وهم در عالم عين ، تقسيم‌پذير است . حكماى اسلامى اين قول را به افلاطون الهى نسبت داده‌اند . 6 . جسم ، عبارت است از يك جوهر مركّب از دو جوهر مادّه ( هيولى ) و صورت ، مادّه ، چيزى جز قوّه محض پذيرش ، نيست و با صورت جسميّه متّحد مىباشد . صورت ، نيز يك اتّصال و امتداد جوهرى است كه به اقسام نامتناهى قابل تقسيم است . امتداد جوهرى جسم اگر در خردى و سختى به جايى برسد كه در عالم عين قابل تقسيم نباشد ، باز هم در عالم وهم ، قسمت‌پذير است و اگر قوهء وهم هم از تقسيم بازماند ، عقل باز حكم به جواز ، تقسيم مىكند ، زيرا جزء جوهرى داراى حجم است و هر چه داراى حجم باشد داراى يمين و يسار است و مسلّم است كه طرف يمين غير از طرف يسار است و بدين ترتيب مىتوان ادّعا كرد كه تقسيم‌پذيرى چيزى نيست كه جسم