تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦

ث

ثقل :

« . . . و ثقل قوّتى است در جسم كه او را به سوى وسط جنباند . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، ص 18 ) « . . . و ثقل قوّتى است كه در جسم را از بالا به زير جنباند . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ الواح عمادى ، صص 121 - 120 ) منظور از « وسط » و « زير » در تعاريف فوق مركز فلك محيط يا فلك الافلاك است ، زيرا بنا بر نظر فلاسفه ، همهء جهان برزخى را اعم از اثيرى و عنصرى ، فلكى احاطه كرده است ، كه آن را از جهت احاطه‌اش فلك محيط ، و از آن جهت كه منتهاى همهء جهات است فلك محدّد مىنامند ؛ تمام سطح درونى اين فلك در جهت « بالا » ست و « زير » عبارت است از نقطه‌اى كه در نهايت دورى از اين سطح درونى است و آن مركز فلك است و جايى است كه زمين در آن قرار دارد ، پس مركز اين فلك ، كه زمين در آن قرار گرفته است ، از جهت اينكه دورترين نقطه از سطح اين كره است « زير » است و از اين جهت كه فاصله‌اش از تمام جهات با سطح درونى اين فلك محيط يكسان است . « وسط » است . بنا بر اين « ثقل » قوّتى است كه جسم را به طرف مركز كه زمين است بياورد و « سبكى » قوّتى است كه آن را به طرف فلك كه بالاست ببرد . و اصل جهات ، همين دو جهت بالا و زير است و بقيّه جهات نسبى و متغيّرند . « . . . پس بايد كه محيط ، جمله بالا باشد و جهت زير غايت دورى باشد از او ، و غايت دورى از محيط مركز باشد . . . » . « 1 »
هامش
( 1 ) مجموعهء مصنّفات ؛ پرتونامه ، ص 12 .