تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣

رأى حكماى مشّاء ، آنچه از اين نفوس ، كه به جهل مركب مبتلا نشده‌اند ، بعد از مدّتى طولانى ، سرگردانى و حيرت بالاخره نجات مىيابد و به عالم عقول ( انوار ) برمىگردند ، ولى نفوس مبتلا به جهل مركب ، هرگز خلاصى ندارند ؛ زيرا تنها راهى كه حكما براى نجات نفوس اشقيا يافته‌اند تناسخ است ، و تناسخ هم نزد حكماى مشّاء به دلايلى كه ذكر شد محال است ، ولى عدّه‌اى از حكماى مشرق از جمله بوذاسف « 1 » و حكماى قبل از او و همچنين افلاطون و عده‌اى از حكماى قديم يونان معتقدند كه نفوس اشقيا بالأخره پس از تحمّل مكافات و با پشت سر گذاشتن مشقّات و مرارات فراوان ، مهذّب مىشوند و از اين دار فانى قطع علاقه مىكنند و به عالم خود برمىگردند ، ولى اين ميسّر نيست جز از طريق تناسخ ، و بدين گونه عدّه‌اى قائل به تناسخ گشتند ، امّا در كيفيّت آن اختلاف كردند . بعضى معتقدند كه تناسخ در همه جهات ممكن است ، يعنى نفس مدبّر انسان بعد از مرگ كالبد بر حسب اقتضاى خلقيّات و تناسباتش مىتواند به بدن انسان ديگر يا حيوان يا نبات و حتى جماد منتقل شود ؛ بعضى گفته‌اند كه انتقال به كالبد انسانى ممكن نيست و بعضى گفته‌اند كه نقل به نبات امكان ندارد و بعضى ديگر نقل به جماد را غير ممكن مىدانند . امّا افلاطون و حكماى محقّق ، مثل بوذاسف بر اين باورند كه تناسخ ، مختص نفوس اشقياست و تنها از كالبد انسانى به كالبد حيوانات امكان‌پذير است . بنا بر اين نظريّه ، نفوس جميع حيوانات در اصل ، نفوس انسانى بوده‌اند كه به تناسب صفات و خلق و خوى به ابدان حيوانات انتقال يافته‌اند . اين انتقال ، در طول زمان به ترتيب و تدريج از مشابه‌ترين حيوانات به خلق و خوى آن انسان ، تا به كم‌شباهت‌ترين آنها ادامه مىيابد . ) تا نفس به مرور زمان و گذشت روزگاران ، سكرات موت فراوانى را از سر بگذراند و مشقّات و آلام زيادى را تحمل كند و در نتيجهء اين زحمات و مرارات ، نفس مدبّر به كلّى نسبت به عالم برزخ بيزار و بىعلاقه گردد و مستعدّ رجوع به عالم بالا

هامش
( 1 ) بوذاسف) BUZASEF (. قطب الدّين شيرازى شارح حكمة الاشراق گفته است كه بوذاسف فيلسوفى تناسخى از سرزمين هند بوده است و بعضى گفته‌اند كه او اهل بابل قديم بوده ، و وقوع طوفان در سرزمينش را پيش‌بينى كرده است ، امّا محمد شريف نظام الدّين هروى ، شارح ديگر حكمة الاشراق كه خود مطلب فوق را نقل كرده مىگويد : گمان نمىكنم كه او از حكماى هند بوده باشد . مگر اينكه بگوييم كه او مخالف با جمهورى حكماى هند بوده است ، زيرا علماى هند قائل به انتقال نفس از انسان به حيوان و از حيوان به انسان بوده‌اند ، در حالى كه بوذاسف تنها قائل به انتقال از انسان به حيوان بوده است .
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى ) — صفحة 123 | سيد محمد خالد غفارى