خبر را متضمّن است ، بخلاف
ما خَلَقَ
كه متضمّن خير وشرّ هر دو هستند .
لكن شروري كه در وقب غاسق حاصل است مشاركت با
شَرِّ ما خَلَقَ
دارد ، شركت خاص مر عامّ را . لكن چون اين خاص را مزيّتى بود در اينكه نفس مذكوره را مظلم وتيره وتار ميساخت ، از آن جهت اتيان بدان لازم بود ، تا اينكه دانسته شود كه حصول آن حالت در نفس ناطقه از عظيمترين رذائل است ، بايد از آن اجتناب حاصل آيد وأسباب مخالطتش برچيده شود .
بعد از آن ميفرمايند :
وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ
، أشارت است بحصول قواى نباتيّه كه بتدبير بدن موكّلاند ، ودر نشو ونماى أو باعث وسبباند .
بايد دانست كه جسم را عقده وپيوند بسيار بسبب اختلاط عناصر أربعة حاصل است . لكن عناصر في حدّ ذاتها با يكديگر پيوسته در اختلاف وتنازعند ، ومدام سعيشان بر اين است كه از يكديگر جدا شوند . چون بعضي از ايشان سورت وتيزى [ دارند ] ، برخى ديگر شكستهاند وكارشان در يكديگر بفعل وانفعال انجاميده أزين تركّب وتكسّر بدن حيواني ومزاج حاصل شده .
پس آنچه أزين عناصر بكيفيّت نفّاثيّت متكيّف است قواى نباتى است .
زيرا نفث است [ كه ] سعى در ازدياد جوهر نفس در مقدار آن في جميع - الجهات مىنمايد ، يعنى طولا وعرضا وعمقا . واين قواى نباتيّه پيوسته در ازدياد جسم كه طالب غذاست ، واز آن غذا نما بهم رسانيده ، سعى مينمايد . ودرين سعى وازدياد جسم را مزيّت حاصل ميگردد . بخلاف صنعتهاى ديگر كه اگر از جانبي مزيد نمايند بالضّروره بايد از جانب ديگر بمعرض نقصان رسانيده باشند . حدّاد اگر چه آهن را بكوبيدن دراز وپهن نمايد ، البتة از جانب ثخن وعمق آن كم ميكند ، مگر از خارج آهنى