تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨

معلوم نيست پس ادراك ذات واقع نشده باشد ؛ هذا خلف . اولى ، و انسب مىبود ، و نمىتواند بود كه آن امر جسم يا عرض باشد و الا لازم مىآيد كه نفس از ادراك آن جسم و يا آن عرض در هيچ حال غافل نباشد ؛ زيرا كه از ادراك ذات خود اصلا غافل نيست ؛ و ظاهر است كه در بعضى اوقات از ادراك امور ديگر غافل مىباشد . و اذا يطلب ادراك الذّات بكلّ ما هو غيره فثبت ادراكه بالذات ، و هو المطلوب . و از اين تقرير لازم آمد شىء مدرك به ذات قائم بذاته جوهر است ، زيرا كه ممكن جوهر است يا عرض ، و جوهر يا مجرد است از مادّه يا محتاج به ماده است ؛ و عرض يا عارض اجسام است مانند اشكال و الوان و مقادير و غير آن ، يا عارض جوهر مجرّد است به سبب تعلّق و تجسّم ، مانند صفات و قوا . و چون ثابت شد كه قائم به ذات مدرك ذات ، بذاته جسم نيست و عرض نيست و صفت و قوت و مثال نيست ، پس جوهر مجرد است البته ؛ لانحصار الممكنات فيما ذكرنا . « 1 » قوله : و أنت لا تغيب عن ذاتك و عن ادراكك لها ، و اذ ليس يمكن أن يكون - الادراك بصورة أو زائد « 2 » ، فلا تحتاج فى ادراكك لذاتك الى غير ذاتك الظّاهرة لنفسها . . . فيجب أن يكون ادراكها « 3 » لها لنفسها . « 4 » ظاهر است و احتياج [ به ] بيان ندارد . قوله : فهو الظّاهر لنفسه بنفسه . . . فهو نور لنفسه ، فيكون نورا محضا . « 5 » پس ثابت شد كه آن مدرك ظاهر لنفسه است فى حد ذاته ، و در ظهور خود محتاج به شىء ديگر نيست . ظهور او عين ذات اوست ؛ زيرا كه ظهور مدركيّت و شيئيت مانند وجوب و امكان و وجود و غير آن از جملهء صفات عقليهء اعتباريه است ، كه در خارج وجود ندارد و زايد بر ذات نيست ؛ چنانچه در « مقالهء سيوم » از « قسم اول » « 6 » از كتاب مبرهن شده است . و چون ظهور عين نور است پس مدرك لذاته نور لنفسه است ، و چيزى كه نور لنفسه است نور محض [ است ] ؛ چنانچه سابقا مذكور شده است . پس ثابت شده كه مدرك لذاته نور محض است ، و هو المطلوب . و از اين تقرير معلوم شد كه درك و مدرك و ادراك واحد است ، و اين است مراد حكما ازين عبارت كه : « العقل و العاقل و المعقول واحد » . و تقرير اين مطلوب به احسن عبارات اين است « 7 » كه : نفس ناطقه نور جوهرى مجرّد است ، نه آنكه قائم است به ذات و مدرك

هامش
( 1 ) ر . ك . شيرازى ، ص 292 ، س 7 الى 15 .
( 2 ) بصفة و امر زائد ( ن ) .
( 3 ) فيكون ادراكك ( ن ) .
( 4 ) حك . كربن 2 ، ص 112 ، س 1 الى 4 .
( 5 ) حك . كربن 2 ، ص 113 ، س 1 و 2 .
( 6 ) ر . ك . حك . كربن 2 ، ص 64 الى 73 .
( 7 ) نيست ( ن ) .