تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١

قوله : فسبحان الاقرب الابعد الارفع الادنى ! و اذا كان [ هو ] أقرب ، كان هو أولى بالتّأثير فى كلّ ذات و كمالها . « 1 » اشاره به اين معنى است كه مذكور شد و چون ثابت شد كه حضرت نور الانوار ، عزّ شأنه ، اقرب است از جميع اشياء نسبت به ما ، پس او اولى باشد به تأثير در هر ذات و ما عداى او را ، اگرچه به تأثير فى الجمله باشد و ليكن استعداد تأثير در جميع ما عدا از او فايض مىشود ، زيرا كه وهّاب حقيقى غير از او نيست ، پس مؤثر حقيقى منحصر است در او ، چنانچه مولوى معنوى در « مثنوى » مىفرمايد : شعر : شه چو حوضى دان حشم چون لوله‌ها * آب از لوله روان در كوله‌ها . « 2 » و جاى ديگر از مثنوى گويد : گفت المعنى هو اللّه شيخ دين * بحر معنيهاست ربّ العالمين . « 3 » ايضا از مقدمات مذكوره معلوم شد كه تأثير و ظهور هر يك از عقول به قدر بعد اوست از عالم عناصر ، پس تأثير و ظهور عقل اوّل بيشتر باشد از تأثير و ظهور عقل دويم ، و على هذا القياس عقول ديگر . قوله : و النور هو مقناطيس القرب . « 4 » يعنى از عقول و نفوس آنكه نورانيّت او بيشتر است ، قرب او به حضرت نور الانوار بيشتر است . و مراد از كثرت نورانيّت كثرت علم به معلومات و تجرّد از جسمانيّات است ؛ زيرا كه در عقول به اعتبار احاطه به معلومات و تجرد از جسمانيات مراتب مراتبات بسيار است ، چنانچه در اين كتاب مذكور خواهد شد . قال الشّارح : « 5 » [ [ و اعتبر ذلك [ ب ] النّور المحسوس مع الشّمس فانّ نور الانوار شمس عالم العقل ] ] ، « 6 » يعنى چنانچه در عالم محسوس ، نورى كه به جرم شمس قريب‌تر است بيشتر و غليظتر است از نورى كه از جرم او دور است ؛ همچنين در عالم عقل ، نور مجردى كه به نور الانوار اقرب است نور و ظهور او بيشتر است از نورى كه از وى ابعد است ؛ چه نور الانوار شمس عالم عقل است . ليكن قرب و بعد عالم حس مكانى است و از عالم عقل معنوى و عقلى .

هامش
( 1 ) حك . كربن 2 ، ص 153 ، س 12 و 13 : فسبحان الابعد الاقرب . . .
( 2 ) مولوى ، مثنوى ، دفتر اوّل ، حكايت سپردن عرب هديهء خود را به غلامان خليفه : شه چو حوضى دان چشم چون لوله‌ها * آب از لوله رود در كوله‌ها ( كلالهء خاور )
( 3 ) مولوى ، مثنوى ، دفتر اوّل ، حكايت اعتماد كردن هاروت و ماروت بر عصمت خويش در هر فتنه .
( 4 ) حك . كربن 2 ، ص 153 ، س 13 .
( 5 ) قوله ( ن ) .
( 6 ) شيرازى ، ص 366 ، س 19 ، الى ص 367 ، س 1 .