از جمله مصنّفات مصنّف ، قدس سره ، « تلويحات » كتاب مبسوطى است كه اكثر مسائل حكمى با براهين به شرح بسيط در وى مذكور شده است . و مراد از « غيرهما » « مقاومات » و « مطارحات » « 1 » است . قوله : و منها ما رتبته فى ايام الصّبى . « 2 » مانند « الواح » « 3 » و « هياكل » « 4 » و رسائل ديگر . قوله : و هذا سياق آخر . « 5 » يعنى آن كتب كه تصنيف كردهام بر طريقهء مشائين است ، و اين كتاب ، جميع به طريقهء اشراقيان نوشته شده است . و چون طريقهء اشراقيان و مأخذ ايشان بر ذوق و كشف و مشاهده است ، نه بحث و نظر ، بنا بر اين مسائل اين كتاب نيز مأخوذ است از الهام و مشاهده ، نه فكر و نظر ، چنانچه معلوم خواهد شد ، انشاء اللّه تعالى . قوله : و طريق اقرب من تلك الطريقة . « 6 » اى طريقة الاشراقيين اقرب الى الحقّ من طريقة المشائين . زيرا كه بر دليل محض چندان اعتماد نيست . چنانچه مولانا جلال الدّين محمد رومى مىفرمايد ، شعر :
قوله : و لم يجعل لى اولا بالفكر [ و ] النّظر بل كان حصوله بامر آخر . ثم طلبت الحجة عليه . « 7 » يعنى مسائل اين كتاب اولا به الهام معلوم شده است و بعد از آن به تفكر دلايل نيز بر آن مطالب ظاهر شده است . قوله : و ما ذكرته من علم الانوار و جميع ما يبتنى عليه و غيره يساعدنى عليه كلّ من سلك سبيل اللّه عزّ و جلّ . « 8 » مراد از « علم انوار » معرفت مبدع اول است و عقول و نفوس و انوار عرضيه و آن چه متعلق شده است . و مراد از « ما يبتنى عليه » مسائل علم طبيعى و الهى است كه در اين مختصر