قوله : و النّفوس المجرّدة يتقرر « 1 » فيها مثال من نور اللّه ، و يتمكّن فيها نور خلّاق « 2 » . يعنى در نفوس كامل در علم و عمل ظاهر مىشود مثال نور الهى كه موجب حصول قدرت ايجاد اشيا است . و آن نور متمكن مىشود در آن نفوس و بعد از تمكن آن نور قدرت خلق در آن نفوس حاصل مىشود . و شيخ ابو على سينا در « اشارات » گفته است كه موجب وجود امور غريبه در عالم كون و فساد يكى از سه چيز است : يا تأثير نفس است ، چنانچه مصنف بيان فرموده است ؛ يا خواص اجسام عنصر است ، مانند جذب مقناطيس آهن را ؛ يا مجموع آثار سماوى به انضمام امر ارضى است . و معجزات و سحر و كرامات و اصابت عين از اثر نفس است و نيز نجات از خواص اجسام عنصريه است . و طلسمات از مجموع آثار سماوى به انضمام امر ارضى است . و جميع خوارق عادات ازين خارج نيست . و فرق ميان معجزه و كرامت و سحر اين است كه معجزه مقرون به دعوى نبوت است و كرامات بدون غرضى از اغراض دنيوى صادر مىشود و سحر مقرون به غرض دنيوى است . و امّا اصابت عين از شرارت ذاتى نفس است كه موجب افساد شىء مىشود . قوله : و اخوان التّجريد يشرق عليهم أنوار و لها أصناف « 3 » . [ [ يعنى بر مرتاضين و مجاهدين كه از اكثر كدورات جسمانيه طهارت دادهاند ، انوار الهى فايض مىشود . و انوار را اصناف است : بعضى بر مبتديان و بعضى بر متوسطين و بعضى بر منتهيان فايض مىشود . و ضبط انوار از جهت كم و كيف ممكن نيست و ليكن بر مبتديان انوار لذيذهء نورانيه كه مانند برق سريع الزوال است فايض مىشود و آن را طوالع و بوارق مىگويند . و چون از مرتبهء ابتدا به توسط مىرسند ، انوار لذيذه كه مدت مديد اثر باقى مىماند ظاهر مىشود . و آن را لوامع مىگويند . بعضى اوقات از اجساد سالكان بخارات به دماغ عروج مىكند و آن چنان معلوم مىشود كه گويا از بدن جدا مىشود نفس . و قلق و اضطراب نيز در اوايل مراتب توسط ظاهر مىشود . و چون انوار و اشراقات كثيره فايض مىشود ، نفس را آرام و سكونت و اطمينان حاصل مىشود . و اين نور را سكينهء كبرى مىگويند و منتهى جميع مراتب فناى محض است كه از جميع موجودات ، بلكه از ذات خود نيز غافل شود . و اين منافات ندارد به چيزى كه حكما گفتهاند كه نفس از ذات خود در هيچ حال غافل نمىشود ، زيرا كه مراد ازين غفلت عدم شعور بالكليه نيست ، بلكه مراد غفلت نفس است در آن حالت از ذات خود من حيث انه ذاته . و در آن حال نفس ملاحظه مىكند ذات خود را ازين جهت كه متلذد است به لذات عقليه و مبتهج است به ادراك جمال و كمال حق عز و جل . و اگر در حالت فنا به خاطر برسد كه او را مرتبهء فنا حاصل شده است ، آن حال فنا خالص نبود بلكه فناى خالص اين است كه از فنا نيز
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
ص٢٣٩
هامش
( 1 ) برزه ( ن ) .
( 2 ) حك . كربن 2 ، ص 252 ، س 10 و 11 .
( 3 ) حك . كربن 2 ، ص 252 ، س 12 .