فصل
[ قوله ] : و لنرجع الى « 2 » المقصود الّذى كنّا بسبيله من العلم « 3 » . در اين فصل بيان مىكند اسباب خوارق عادات كه از انبيا و اوليا و از غير ايشان صادر مىشود . و درين فصل بيان مىكند واردات علميه را كه برهان حقيقى و يقينى است بر ظهور خوارق عادات . قوله : فاعلم أنّ النفوس « 4 » اذا دامت عليها الاشراقات [ العلوية ] ، يطيعها مادة العالم « 5 » . [ [ چون جميع نفوس را در اصل فطرت به مبادى عاليه مناسبت تمام است ، و بدن از عناصر است ، چنانچه انوار مجردهء عقليه مؤثر است در اين عالم عنصرى ؛ همچنين نفس نيز مؤثر است در بدن كه از عالم عناصر است . و چنانچه جميع نفوس مؤثر در ابدان است ، همچنين بعضى از نفوس كه به ورود اشراقات كثيرهء نوريه كمال مناسبت به مبادى عاليه پيدا كرده است ، در بدن جسمانيهء ديگر كه غير قالب او باشد نيز اثر مىكند . و چنانچه از تمثيل ، صورت معشوق در خيال حادث مىشود ، در بدن مزاج خاص كه موجب وجود رنج است از مادهء رطبه در بدن [ حادث مىشود ] . و آن رنج پيدا مىشود در عضوى معين كه آلت شهوى است و به سبب آن رنج استعداد مباشرت در آن عضو حادث مىشود . همچنين حادث مىشود از كثرت ميل و توجه نفس منور به اشراقات نوريه در عالم عناصر ، تحريك و تسكين و تكثف و تخلخل « 6 » . و ازين تحريك اشباه او حاصل مىشود . جميع كائنات جو و زلازل و عيون و امثال آن ، يعنى اگر نفس همت در وجود وجودت يكى ازين امور صرف بكند به سبب كمال مناسبت او به مبادى عاليه ، البته آن امر حادث مىشود . و على هذا القياس اگر به وجود يا عدم شىء متوجه مىشود آن نيز به وقوع مىآيد . ] ] « 7 » قوله : و يسمع دعاءها فى العالم الاعلى ، و يكون فى القضاء السّابق مقدّرا « 8 » أنّ دعاء [ شخص ] يكون سببا لإجابة فى شىء كذا « 9 » .