خبيثه و اشقيا ، از آسمان بلاها و عذابها بر زمين نازل مىشد ؛ و جميع خلايق هلاك مىشدند . و قوله « لجوار اللّه » متعلق است به « يطهرون » ؛ يعنى بواطن ايشان را طهارت مىديدند تا شايسته درگاه الهى شوند . قوله : فبعث اللّه النبيين . . . ليعبدوه ، ففريق عبدوا اللّه على نسك [ و تقرّبوا . ] و فريق زاغوا عن الحق مبعدين « 1 » . يعنى فلذلك بعث اللّه الانبياء ليعبدوا النّاس من الكاملين و النّاقصين و المتوسطين لله الواحد القهار الذى ليس فى الوجود إله غيره . كما قال اللّه تعالى :
« 2 » و مراد از عبادت ، عبادت نفسانى است كه آن را معرفت و ايمان مىگويند ؛ زيرا كه عمل به جوارح بدون نور ايمان خبط است . و لهذا نجات صاحب جهل مركب از دركات نيران ممكن نيست و اصحاب زوايل قوت شهوى و غضبى را ، بعد از ادوار ، نجات ميسر مىشود و بعد از بعثت انبيا ، بعضى مردم - كه در ازل به سعادت ايشان حكم شده بود - از روى صدق و اخلاص متابعت انبيا نموده از جميع موهومات و حسيات نجات يافتند . و از جمله فايزان به مطلوب و واصلان به حق حقيقى ، به مطلب اعلى و مقصد اقصى رسيدند . و بعضى كه در ازل به شقاوت ايشان حكم شده بود ، از راه حق ميل نموده ، اطاعت اوامر و احكام انبيا نكردند و از درگاه بعيد افتادند . [ قوله ] : فاما الذين عبدوه خاضعين ، فسيرفعهم اللّه على مشهد الضياء . فيدخلون فى صفوف العزّة ، و يقدسهم [ اللّه ] بطهارته ، فاذا هم عند اللّه فى النعيم دائمون . و اما الزائغون ، فيلقّى عليهم الذل [ [ و المسكنة ] ] « 3 » و هم على الرءوس تحت حجاب الظلمات ناكسون « 4 » . يعنى مردمى كه عبادت حق تعالى كردند از روى خضوع ، يعنى جميع اركان عبادت را به عمل آوردند ، رفع نمود حق سبحانه ايشان را به مدارج عاليه ؛ و در آمدند ايشان در صفوف ملائكهء مقدسه . و پاك كرد ايشان را حق تعالى از جميع اخلاق ذميمه و از درگاه واهب - النعم دائما بر ايشان نعمتهاى عقلى معنوى فايض مىشود . و طايفهاى كه از طريق حق مايل شده راه ضلالت پيمودهاند ، رسيده است به ايشان خوارى در دنيا و آخرت ، كما قال اللّه تعالى :
« 5 » و آن قوم سرنگون شده مايل ظلمات شدهاند ؛ و بعد از فناى ابدان به صور حيوانات منتكسة الرءوس مبعوث مىشوند . كما قال اللّه تعالى :