تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 26

مساهمون:

صمقدمه ٢٦

در طبيعيات مورد تحقيق قرار نمىگيرند ، بلكه سهروردى اين مسأله را شامل در بحث كلى معرفت قرار مىدهد و قوانين حاكم بر آن را در اصل همان قوانين مشاهده مىداند . يعنى مشاهده به حسّ ظاهر و مشاهده به حسّ باطن بر مبناى يك اصل كلّى تحقيق مىيابند . اين اصل داراى سه ركن مىباشد : وجود و تكثر نور ، فعل مشاهده ، و فعل اشراق . ابصار مقابلهء شىء مستنير با چشم سالم است . هرآينه نور وجود داشته باشد چشم مىبيند و شعاع نور بر آن پرتو مىافكند و فعل ديدن در مسافتى كه شىء قرار دارد به وقوع مىپيوندد ، نه در خود چشم . ديدن و اشراق شعاع در يك آن صورت مىگيرد ؛ در همان لحظه‌اى كه چشم مقابل شىء مستنير واقع مىشود ( و البته در صورتى كه حجاب و حايلى در ميان نباشد ) . مشاهده به حس باطن هم بر مبناى همين اصل است ، با اين تفاوت كه وسيلهء بينش ، قواى باطنى است ( فعل مثبت قوه متخيله ، چنان كه در متن كتاب انواريه هم آمده است ) ، و پرتو نور ، اشراق انوار مجرّده است « 1 » . در « قسمت اوّل » كتاب حكمة الاشراق ( در فصل ثالث از مقاله ثالثة ) ، سهروردى ، ( چنان كه روش او در اين كتاب است ) ، آراء ديگران را كه صحيح نمىداند رد مىكند و سپس نظريات خود را ( على الخصوص در « قسمت دوّم » كتاب ) عرضه مىدارد « 2 » . پيرامون مسأله ابصار سهروردى ابتدا جسميّت و لونيّت شعاع را رد مىكند « 3 » . شعاع را « هيئت » مىداند كه حاوى جنبهء تموجى نور است ؛ آن قسمت از نور كه ما به حسّ ظاهر مىبينيم . سهروردى سپس رأى اصحاب تعاليم و اصحاب علم المناظر را رد مىكند كه مىپندارند ابصار خروج شىء از چشم به صورت مخروطى كه قاعده آن بر مبصر و رأس آن در چشم مىباشد « 4 » ؛ و نيز رأى ارسطو را كه ابصار را انطباع صورت شىء در رطوبت جليديّه مىداند ، بدليل آنكه انطباع صور بزرگ در جليديه محال است ، صحيح نمىداند « 5 » . بنا بر اين چون دانسته شد كه ابصار به مناسبت انطباع صورت مرئى در چشم نيست و نيز بوسيلهء خروج شىء از بصر هم نمىتواند باشد ، تنها در نتيجه مقابلهء شىء مستنير با چشم سالم تواند بود ، و مقابله و تحركى كه منجر به فعل ديدن مىشود در صورتى تحقق مىپذيرد كه حجابى بين باصر و مبصر نباشد « 6 » . و حجاب مانع مشاهده ، بزعم سهروردى ، يا شىء حاجزى است كه مانع عبور نور شود ، و يا عدم نور و يا تاريكى « 7 » . از نظر سهروردى ، هرآينه نور

هامش
( 1 ) اجمالا متذكر مىشويم كه در « پديدارشناسى متعاليه » هوسرل نيز انائيت متعاليه چون از خود آگاه است در لحظهء تلاقى با آنچه ظاهر و مشهود است) evidenz (از آن شناختى حاصل مىكند .
( 2 ) ر . ك : « حكمة الاشراق » ، ص 97 الى 103 . در « حكومة » 8 و 9 سهروردى آراء مختلف ابصار را رد مىكند .
( 3 ) « حكمة الاشراق » ، ص 97 . اين مطالب را در « المشارع و المطارحات » سهروردى به تفصيل بيان مىكند .
( 4 ) همان كتاب ، ص 99 به بعد .
( 5 ) همان كتاب ، ص 101 .
( 6 ) همان كتاب ، ص 134 و 135 .
( 7 ) همان كتاب ، ص 187 به بعد .
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 26 | محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى