از دو جنبه مىتوان بررسى نمود : جنبهء اوّل ( كه توجه ما مخصوصاً به اين جنبه معطوف است ) جنبهء فلسفى آن است كه مسأله را مجرّد از مادّه مورد تحليل قرار مىدهد ( در تحقيقات - پديدارشناسى جديد نيز بدين جنبه توجه مىشود ) ؛ جنبهء دوّم ديدگاه پيروان علم طبيعى مىباشد ، و بديهى است با پيشرفتهائى كه بعد از نيوتون در طبيعيّات ( فيزيك ) حاصل شده است ، در رابطه با مسألهء ابصار ، تنها علم المناظر قديم را نمىتوان در تحقيقات علمى - فلسفى در نظر گرفت ، و بايد نتايج اخير علم فيزيك را مورد بررسى فلسفى قرار داد « 1 » . مثلا بايد در تحقيقات فلسفى در باب مسألهء ابصار ببينيم ديراك ، هايزنبرگ ، پلانك ، و ديگران ، چه مىگويند ؟ و چگونه مىتوان از نتايج علمى كار آنها براى درك و بيان فلسفى مسألهء مورد نظر استفاده كرد « 2 » ؟ . لكن يقيناً از ديدگاهى فلسفى - علمى مىتوان ، تحقيق دربارهء چگونگى ابصار ، ماهيّت آن ، فعل آن ، و هستى نور ، مطالبى را عنوان نمود و به مسألهء ابصار جلوهاى تازه بخشيد . اصولا فلسفه ، چنانچه ارسطو در سرآغاز كتاب ما بعد الطبيعة خود اشاره كرده ، ابصار را اشرف احساسات ظاهرى مىداند . اين نكته را چنانچه تعميم دهيم و براى آن دو دليل زير را ذكر كنيم : 1 . ابصار امتداد زمانى ندارد ؛ 2 . ابصار مستلزم رابطهء مادّى بين مبصر و مبصر نيست ، متوجه چرائى اين نكتهء اساسى خواهيم شد كه مشاهده و بينش در فلسفهء اشراق بر تفكر و تعقل صرف رجحان دارد . زيرا ، در نظر گرفتن ذاتيات ، فصول و اجناس ، تابع زمان است ، استقراء و برهان نيز تابع زمان هستند ، ولى مشاهده در يك « آن » ، كه بعد زمانى ندارد و همان لحظهء اشراق است ، انجام مىگيرد . نيز همين نكته اهميّت تمثيل نور در فلسفهء اشراق را روشنتر مىسازد . زيرا هرآينه فعل ابصار را در فضاى مخصوص خودش ملاحظه كنيم ، متوجه مىشويم كه علاوه بر مبصر و مبصر نور هم بايد وجود داشته باشد تا شىء ديده شود . نتيجه مىگيريم كه ركن اصلى ابصار را بايد هستى نور دانست . چه نورى كه در ظاهر « هست » و بواسطهء آن با دو چشم مىبينيم ، و چه نور مجردى كه واسطهء بينش ماست . براى اينكه ارزش نظريهء ابصار سهروردى روشنتر شود اجمالا نظريات موجود در زمان او را مورد بررسى قرار خواهيم داد و سپس به نظريهء خود او اشاره خواهيم كرد . مسأله هشتم كتاب الجمع بين رأيي الحكيمين فارابى اختصاص به مسأله ابصار ، و بررسى آراء افلاطون و ارسطو در اين باب دارد . « 3 » فارابى اصل رأى ارسطو را در باب مسأله ابصار چنين
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 24
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
صمقدمه ٢٤
هامش
( 1 ) متذكر بايد شد كه سهم عالم بزرگ دنياى اسلام ، ابن الهيثم ، در تكامل علم المناظر ، سهم بسيار ارزندهاى است .
( 2 ) نظام كلى هستى را تنها از طريق فلسفه مىتوان بيان كرد ، فلسفهاى ، كه همانند فلسفهء قديم ، از نظامهاى رياضى و نتايج علوم طبيعى بهره بگيرد .
( 3 ) از اين رسالهء فارابى سود جستيم زيرا علاوه بر ارزش فلسفى آن ، ملا صدرا در « تعليقات » خود بر « حكمة - الاشراق » از آن استفادهء بسيار كرده ، كه مبين اهميت آن براى درك مطالب فلسفهء اشراق است .