تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨

لهذا اهل سنت و جماعت گفته‌اند كه افعال عباد مخلوق عباد است و به توليد فعل از فعل و طفره كه ظاهر البطلان است قائل شده راه ضلالت پيموده‌اند . و اين عدم اختيار انسان به طريقى كه مذكور شده است ، اصلا مخالفت ندارد به شرايع الهيه ؛ چنانچه نزد ارباب قلوب منكشف شده است . و ليكن از براى ادراك اين معنى [ و ] امثال ، عقلى و فهمى بايد كه از اكثر وهميات و رسميات و حسيات نجات يافته استعداد ادراك معقولات محض حاصل نموده باشد . و چون اجتماع اين هر دو صفت در يك شخص لغايت قليل است ، پس عالم به علم الهى نيز در همه وقت قليل است . و از جهت غايت صعوبت علم الهى سقراط گفته است : « لا يعلم العلم الالهى الا كلّ ذكى صبور . » زيرا كه بر سبيل ندرت اين هر دو صفت در يك شخص يافته مىشود . از جهتى ذكا حاصل مىشود ، از ميل مزاج دماغ به حرارت ؛ و صبر [ حاصل مىشود ] از ميل مزاج دماغ [ به ] برودت . پس هر چند مزاج به اعتدال قريب‌تر باشد آن شخص ادراك علم الهى را مستعدتر خواهد بود ؛ و اعتدال نادر . قوله : و من البرهان على وجود النفس و أنّها غير جسمانية أنّها . . . قد يكون مظهرها المثال المعلق ، و هى تدرك ذاتها فى الحالتين ، فليست أحدهما « 1 » . و اگر چه اثبات وجود نفس ناطقه و تجرد او را به اين مباحث چندان مناسبت نبوده است ، و ليكن به تقريب بيان « مثل معلقه » اين دليل بر اين مطلوب ذكر كرده است و اين دليل قناعى است زيرا كه مىتواند بود كه غير هر دو بدن باشد و جسمانى بود . قوله : و لنذكر هاهنا من الذكر ما يدرك به المثل الحق و يستبصر به ، و هى من - الواردات « 2 » . يعنى بعد ازين ، در فصل ديگر كه متصل است به اين فصل ، ذكر مىكنم كيفيت سلوك طريق حق را ، كه موجب نجات نفس ناطقه است از دركات نيران . و مراد از « مثل حق » مثل نورانيه است كه سيد كائنات از آن به حجب نورانيه تعبير فرموده است . و غرض از بيان اين حجب در فصل آينده اين است كه سالك تا قطع جميع عقبات و موانع نكند ، به مرتبه فناى محض كه موجب مشاهدهء نور محض است ، نمىرسد . و آن امور كه در آن فصل مذكور خواهد شد از جملهء واردات الهيه است كه [ به ] سالكان طريق حق تعالى فايض مىشود و از قطع هر منزل منزل ديگر ظاهر مىشود كه صغير از سابق است ؛ چنانچه حق تعالى مىفرمايد :

« وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا . »

« 3 » قوله : و ليطلب اسرارها من الشّخص القائم « 4 » بالكتاب . « 5 » [ [ لكونه عظيم الشّأن جليل القدر لا يقوم به و بمعرفة الّا الكامل فى العلم و العمل الذى

هامش
( 1 ) حك . كربن 2 ، ص 244 ، س 4 الى 6 .
( 2 ) حك . كربن 2 ، ص 244 ، س 7 و 8 .
( 3 ) قرآن مجيد ، سورهء 29 ، آيهء 69 .
( 4 ) العالم ( ن ) .
( 5 ) حك . كربن 2 ، ص 244 ، س 8 .