تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧

اعمال حسنه را بيشتر مىبيند مسرور و مبتهج « 1 » مىگردد و سرور موجب تمثيل به صور حسنه است . پس البته به صور مليحهء انسانيه مبعوث شده ، از لذات حسنه متلذد مىشود . و اگر اعمال سيئه را غالب مىبيند مقبوض و محزون مىشود ، و حزن موجب تمثيل به صور قبيحهء مؤلمه است . پس لا بدّ به صور قبيحه محشور شده به قدر رسوخ هيأت رديئه در دركات نيران معذب مىماند . و قوله تعالى :

« ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها »

« 2 » اشاره به اين معنىست كه مذكور شده . و از جميع اين كلمات ظاهر شد كه انسان در جميع حركات و سكنات و افعال و اقوال كه از وى صادر مىشود ، مجبور و مضطر است ؛ زيرا كه جميع كائنات در اجرام افلاك مسطور است ، و تغيير و تبديل آن ممتنع است ، و در هر وقت آنچه در افلاك شده است ناچار واقع مىشود . و اندر خبر است كه سيد كائنات صلوات اللّه و سلامه عليه و آله فرموده است كه كتابى است به نزد حق تعالى كه در وى سعدا و اشقيا را نام بنام نوشته‌اند و تغيير و تبديل آن ممكن نيست و لهذا مقام رضا به قضا اعظم مقامات سالكان است ؛ چه اين حالت از غايت غلبه قوت عاقله - كه آن را شارع عليه و آله السلام [ به ] لفظ ايمان تعبير فرموده است - حاصل مىشود . و گمان برده نشود كه رضا به كفر و معصيت محمود باشد ، چه اندر خبر است كه « الرضاء بالكفر كفر » بلكه بايد من حيث انه كفر و معصية به آن راضى نباشد و به من حيث أنّه قضاء اللّه راضى باشد ، زيرا كه حديث قدسى ناطق به اين معنى است كه « من لم يرض بقضائى و لم يصبر على بلائى و لم يشكر على نعمائى فليطلب ربا سوائى » و مولوى معنوى در « مثنوى » در اين باب مىفرمايد :

راضىام در كفر زان رو كه قضاست * نى ازين رو كه نزاع و كفر ماست
و در اين باب مىفرمايد كه قضاى كفر كفر نيست :
كفر از روى قضا خود كفر نيست * حق را كافر مخوان اينجا مايست كفر جهل است و قضاى كفر علم * هر دو كى يك باشد آخر علم و حلم زشتى خط زشتى نقاش نيست * بلكه از وى زشت را بنمود نيست قوت نقاش بايد ز آنكه او * هم تواند زشت كردن هم نكو « 3 »
و از لفظ اضطرار كه در افعال انسان مذكور شده است توهم كرده نشود كه اراده و اختيار در انسان اصلا نيست ، چه اين اعتقاد منجر به سقط مىشود . بلكه حق اين است كه انسان راهگذر دغل اراده و اختيار است ؛ و چون اين اراده از مبادى عاليه به روى فايض مىشود ، مطابق اين اراده از وى افعال صادر مىگردد . پس اين اراده و اختيار او نيست . و
هامش
( 1 ) مبتسج ( ن ) .
( 2 ) قرآن مجيد ، سورهء 18 ، آيهء 49 .
( 3 ) مولوى ، مثنوى ، دفتر سوم ، در باب توفيق ميان دو حديث كه الرضا بالكفر كفر ، و كه من لم يرض به قضائى و لم تصبر على بلائى فليطلب ربا سوائى .