تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤

مىشود ؛ چون مقرر است كه اين صوت از عالم اجسام نيست . پس ثابت شد كه از عالم مثالى روحانى است . و ملخص كلام اين است كه چنانچه بعضى از مجردات را صور مثاليه است در عالم مثال ، همچنين امثال آن صور جسمانيه نيز است در عالم اجسام . پس اگر شخصى خواهد كه تسخير يكى از مجردات نمايد بايد كه يك صورت از آن صور را در عالم اجسام از سنگ يا چوب و امثال آن - در آن ساعت كه كواكب منسوب به آن مخير و مسعود باشند - موجود كرده و شرايط و اسباب ديگر - كه در كتب مبسوطه مذكور شده است - مرتب ساخته ، شروع در دعوت آن اسم ، كه اين نور مجرد از منسوبات اوست ، بكند . و بعد از حصول شرايط در زمان معين كه وضع فلكى آن وقت اقتضاى ظهور او كرده باشد ، آن نور مجرد در آن صورت جسمانيه ظهور نموده ، اصوات غريبه ظاهر مىكند . و اين عالم طلسمات است ، كه حقيقت آن مجملا مذكور خواهد شد ، انشاء اللّه تعالى . و در « سر مكتوم » كه كتابى است و مىگويند كه او از مصنفات امام فخر الدين رازى است ، تسخيرات كواكب سبعهء سياره و دعوات اسماء و علم طلسمات را مفصلا بيان نموده است . اگر استاد عارف عالم يا مرشد كامل ميسر شود و آن كتاب را در ملازمت او ديده شود ، البته علم طلسمات و تسخيرات به احسن وجه حاصل مىشود . و شيخ محمد غوث كواليارى ، كه در ولايت هند مشهور است نيز كتب و رسائل درين علم نوشته است . و ليكن بدون وجود استاد و مرشد عمل نمودن بر آن رسائل خطاى محض است . و البته منجر به ضلالت و جنون مىشود ، نعوذ باللّه . و مقصود ازين مقدمات كه به امر صاحب مقام « كن » احياى اموات مىكند ، آن مثل معلقه است . و بعضى اوقات در ابدان اموات ظهور مىكند و متكلم به كلام مىشود . قوله : و كل من احتنك [ فى ] السباتات الالهية اذا صعد ، لم يرجع حتّى يصعد من طبقة الى طبقة [ من ] الصّور المليحة . فكلّما كان صعوده اتمّ ، كانت مشاهدته لصور « 1 » أصفى و ألذّ ، [ [ و هكذا يصعد . . . حتّى يصل الى اشرف الطّبقات ] ] « 2 » فيبرز بعد ذلك الى عالم النّور ، ثم يبرز الى نور الانوار « 3 » . « حنك » در لغت به معنى استحكام و قوت است و ملخص كلام اين است كه نفس قوى ، كه در حالت خمود قوى و تعطيل حواس - كه كاملان را در بيدارى و متوسطان را در ما بين النوم و اليقظه ، واقع مىشود - ترقى بكند به طبقات مثاليه ، قطع مىكند آن طبقات را به ترتيب و به هر طبقه از طبقات عاليه كه مىرسد مىبيند او را اشرف و اصفى از طبقه‌اى از طبقات عاليهء سافله ؛ و صور آن طبقه را املح و احسن از طبقهء سافله مىيابد . و بعد از وصول به طبقهء اعلى ، عالم مثال بروز مىكند به عالم نور . و در آن عالم نيز از طبقهء ادنى به اعلى

هامش
( 1 ) لصورته ( ن ) .
( 2 ) شيرازى ، ص 540 ، س 13 و 14 .
( 3 ) حك . كربن 2 ، ص 243 ، س 5 الى 8 : نور النور ( ن ) .
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 224 | محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى