تقطيعات را ، و حفظ مىكند حروف را در زمان . و گفتهاند كه اگر سبب وجود صوت منحصر در تموج جسم سيال رطب باشد بايد كه در وقت اضطراب و تشويش هواى قريب به اذن ، اصلا صوت مسموع نشود به سبب تشويش تموجات . و تالى باطل است زيرا كه در شدت رنج و قوت ، تموجات كلام شنيده مىشود . و مصنف قدس سره در آخر « قسم اول » گفته است كه « 1 » : صوت قابل تعريف نيست به شخصى كه حاسهء سمع اصلا نداشته باشد ، زيرا كه مانند جميع بسايط محسوسات ، بديهى التصور است نسبت به شخصى كه حاسهء سمع اصلا نداشته باشد . و غرض از تعريف دانستن [ است ، ] و [ صوت ] ممتنع التصور است نسبت به شخصى كه حاسهء سمع اصلا نداشته باشد . و غرض از تعريف ، دانستن حقيقت شىء است كه منتهى شود به امر معلوم كه محتاج به تعريف نباشد . و هيچ چيز اظهر و اجلى از محسوسات نيست . و بعد از اين گفته است در آخر هم اين فصل - كه بيان كرده است حقيقت صوت را - « بل الصوت أمر بسيط صورته فى العقل كصورته فى الحس لا غير ، و حقيقته أنّه صوت فقط . » « 2 » و حق اين است كه انحصار سبب وجود صوت در تموج جسم سيال رطب ممنوع است ، زيرا كه از شرط بودن تموج جسم سيال رطب در وجود صوت ، در عالم كون و فساد ، لازم نمىآيد كه در عالم نيز شرط باشد . چه مىتواند بود كه در عالم مثال شرط وجود صوت چيز ديگر بوده باشد ، چنانچه حرارت را اسباب است بر سبيل تبديل ؛ مانند آتش و شعاع نيرو حركت . همچنين مىتواند بود كه صوت را اسباب متعدده باشد بر سبيل تبديل ، در عالم كون و فساد قرع با قلع بوده باشد ، چنانچه مذكور شده است و در افلاك امر ديگر بوده باشد . و چنانچه در جوّ و كواكب چيزى كه شرط الوان است و افلاك شرط نيست حسبوه و شرطا ، كه الوان موقوف است بر وجود مزاج ؛ همچنين در اصوات كواكب افلاك نيز قرع و قلع هوا شرط نيست . قال الشّارح : [ [ و المشاءون لمّا وجدوه شرطا عندنا [ حسبوه شرطا ] فى الافلاك فنفوا عنها الاصوات لانتفاء شرطها ثمة و هو الهواء ، و هو استقراء ناقص لا طائل تحته لجواز أن يكون للشىء الواحد اسباب و شرائط على سبيل البدل . ] ] « 3 » هذ كلامه رحمه اللّه . و سرّ در اين باب اين است كه چون صوت امر كلى است ، پس جايز است كه علت بعضى افراد و غير علت بعض ديگر باشد . قوله : و ما يسمع المكاشفون [ [ كالانبياء « 4 » و الاولياء ] ] « 5 » من الاصوات الهائلة لا يجوز أن يقال أنّه لتموّج هواء فى دماغ . . . بل هو مثال الصّوت و هو صوت « 6 » . مؤيد اين معنى است كه تموج هوا شرط نيست در وجود جميع اصوات ، زيرا كه اصوات
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
ص٢٢١
هامش
( 1 ) ر . ك . حك . كربن 2 ، ص 103 ، س 10 ، الى ص 105 ، س 2 .
( 2 ) ر . ك . حك . كربن 2 ، ص 104 ، س 16 و 17 .
( 3 ) شيرازى ، ص 537 ، س 18 ، الى ص 538 ، س 1 .
( 4 ) من الانبياء ( ن ) .
( 5 ) شيرازى ، ص 538 ، س 4 .
( 6 ) حك . كربن 2 ، ص 242 ، س 1 الى 3 .