ذات ايشان است . و ليكن اگر علوم ارباب انواع بالعرض معدوم مىشود ، علوم انوار مدبره نيز معدوم شود . پس مىگوييم كه اخذ علوم به اين معنى صحيح است و اصلا مخالف مطلوب ما نيست . و اگر مراد از اخذ ، حدوث علوم است ، در انوار مدبرهء فلكيه از ارباب انواع ، پس مىگوييم كه موجد اين علوم حادث است يا قديم ؛ اگر حادث است تسلسل لازم مىآيد و اگر قديم است علوم انوار مدبره نيز قديم است ، و الا تخلف معلول از علت لازم مىآيد ؛ هذا خلف . و حق اين است كه چون مانع ادراك عالم نور قوت شهوى و غضبى است و افلاك از اين هر دو قوت منزه است ، پس انوار مدبرهء فلكيه ازلا و ابدا عالم است به علوم غير متناهيهء مجتمعه [ كه ] در فلك موجود نيست . پس ثابت شد تكرار ضوابط كائنات ، و هو المطلوب . قوله : لا نعنى بوجوب تكرار الضّوابط أنّ المعدوم يعاد ، فانّ الفارق بين الهيئات من نوع واحد المحلّ أو الزّمان ان اتّحد المحلّ . « 1 » [ فاذا كان من ] الفارق بين المثلين فى محلّ واحد الزّمان ، و [ به ] يتخصص ذوات محلّ واحد من نوع واحد ، فلا يعاد لامتناع عود زمانه ؛ و إن فرض [ أن ] يعود العرض و زمانه ، فهذا العرض و زمانه قبل ذلك كانا موجودين . . . فيكون للزّمان « 2 » زمان و هو محال « 3 » . مىفرمايد كه مراد از وجوب تكرار ضوابط اعادهء معدوم نيست ، كه اگر اعادهء جسم اسود ، مثلا ، ممكن باشد ، البته سواد كه لازم اوست نيز ياد خواهد بود . از جمله امورى كه افراد اعراض متحد در نوع را از يكديگر ممتاز مىكند ، يكى زمان است و دويم محل . پس مىگوييم كه اين سواد كه به اين جسم اسود عارض است عين آن سواد است كه سابق بوده است ، يا غير اوست . اگر زمان نيز عين زمان است پس لازم مىآيد وجود عدم در زمان و اين محال است ؛ و اگر اين زمان غير آن زمان است پس معدوم عود نكرده است ، زيرا كه زمان چيز « 4 » مشخص است ؛ و اگر اين سواد غير آن سواد است ، پس لازم مىآيد كه معدوم عود نكرده باشد . فاذن ثبت امتناع اعادة المعدوم و هو المطلوب . قوله : و اذا عرفت أنّ الكائنات واجبة التّكرار ، فلا يبقى من المركّبات من المواليد الثلاثة امرا دائما ، و الّا عادا مثاله « 5 » فى الادوار الغير المتناهية [ باقية ] « 6 » . يعنى چون ثابت شد كه جميع كائنات « واجبة التكرار » است پس لازم آمد كه از مواليد ثلاثه هيچ فرد ابدا باقى نماند و الا لازم مىآيد وجود اشخاص غير متناهى در محل متناهى ،
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
ص٢١٧
هامش
( 1 ) المحل و الزمان ( ن ) .
( 2 ) الزمان ( ن ) .
( 3 ) حك . كربن 2 ، ص 238 ، س 13 ، الى ص 239 ، س 4 .
( 4 ) جن ( ن ) .
( 5 ) امثاله باقيه ( ن ) .
( 6 ) حك . كربن 2 ، ص 239 ، س 6 و 7 .