ايضا اگر اختراع علوم ممكن باشد ، بايد كه عالم قبل از تعلم آن علم به آن علم عالم باشد و اين محال است . و اگر به خاطر شخصى خطور بكند كه شايد ايجاد علم موقوف باشد بر استعداد - كه موقوف است بر وضع فلكى - و حدوث آن وضع شرط ايجاد بوده باشد ، جواب مىگوييم كه انوار مدبرهء فلكيه را قبل از حدوث اين وضع عالم به اين وضع بوده است يا نه ؟ اگر نبوده است پس حدوث اين وضع ممكن نيست ، زيرا كه صدور فعل از فاعل مختار بدون علم بالفعل ممكن نيست . و اگر [ نه ] علم به معلوم است . پس ثابت شد كه انوار مدبرهء فلكيه عالم [ است ] به جميع كائنات و هو المطلوب . قوله : فالامور العالية عندها حيطة بالواقع و الماضى و المستقبل . [ و إن ] فرض [ أن ] اصحاب البرازخ العلويّة تستفيد العلم من شىء آخر فوقها و تستمدّ « 1 » منه ، فيعود الكلام الى [ الشيء ] الّذى منه الاستفادة « 2 » [ [ و إن فرض انّه كلّما يفيض منها علوم « 3 » يخلق فيها علوم أخرى عاد الكلام الى الخالق فى انفسها العلوم . . . و يستحيل أن يكون [ المخرج ] انفسها لأنّ الشيء لا يخرج . ] ] « 4 » و انوار ديگر فايض مىشده باشد . كلام در آن انوار مىكنم : كه علوم ايشان لازم ذات ايشان است ، يا از انوار ديگر فايض مىشود ؟ و على هذا القياس در جميع انوار مىگوييم . و تسلسل ازين لازم مىآيد ، چون تسلسل باطل است . پس ثابت شد كه علوم انوار مدبرهء فلكيه لازم ذات ايشان است . و اگر فرض كرده شود كه هرگاه بعضى معلومات انوار مدبرهء فلكيه تنزل نموده ، به عالم كون و فساد برسد ، معلومات ديگر حاصل مىشود . كلام در موجد اين معلومات مىكنم : ممكن نيست كه ذات ايشان از قوت به فعل آورد معلومات را ؛ چه شىء نفس خود را از قوت به فعل آورد ؟ نمىتواند آورد و الّا لازم مىآيد كه معلول عين علت باشد و اين محال است بالضروره . و نمىتواند بود كه موجد اين معلومات انوار ديگر بوده باشد و الا تسلسل لازم مىآيد . و بر اين كلام اعتراضى وارد مىشود و آن اين است كه مىتواند بود كه نفوس افلاك ، علوم را از ارباب انواع اخذ مىكرده باشند و ارباب انواع از عقول ديگر ، تا منتهى شود به علت اولى ، پس تسلسل لازم نمىآيد ؟ و جواب اين است كه اگر [ غرض ] از اخذ علوم از ارباب انواع استناد به ايشان است در اين علوم - به اين معنى كه چون ارباب انواع اشرف است از مدبرات و هميشه از ايشان به انوار مدبره فيوض و اصل مىشود - پس اين علوم غير - متناهيه [ است ] چنانچه ازلا و ابدا ارباب انواع در جميع عقول را حاصل شده است و اصلا از ذات ايشان منفك نيست ؛ همچنين ازلا و ابدا انوار مدبرهء فلكيه را نيز حاصل شده است ، و لازم
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
ص٢١٦
هامش
( 1 ) يستمل ( ن ) .
( 2 ) حك . كربن 2 ، ص 238 ، س 8 الى 11 .
( 3 ) لزوم ( ن ) .
( 4 ) شيرازى ، ص 533 ، س 2 الى 4 .