تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥

فراموش مىشود و اصلا به ياد نيايد . و ليكن حق اين است كه انوار مدبرهء فلكيه عالم به جميع كائنات‌اند و الا لازم مىآيد كه آن بعض از كائنات كه انوار مدبره به آن عالم نباشد از كائنات نبود ؛ زيرا كه عالم حس ظل عالم نور است و وجود ظل بدون مظل ممتنع است . پس هر چه در عالم حس موجود نباشد ، در عالم انوار البته مثل آن خواهد بود و انوار مدبرهء فلكيه را از براى ادراك عالم نور اصلا حجاب و مانع نيست . پس البته انوار فلكيه به جميع كائنات عالم خواهند بود و آنكه بعضى از امر منسى اصلا به ياد نمىآيد به سبب عدم توجه نفس است به آن امر ، يا به سبب كثرت شواغل حسيه است كه مانع ادراك آن عالم است و يا به سبب غلبهء تخيلات حسيه است كه با وجود رفع شواغل حسيهء بالفعل تخيلات حسيه كه از مشاغل گذشته قوت يافته است ، به مجاهده و رياضت بسيار رفع مىشود . و اين تخيلات نيز مانع ادراك عالم ملكوت است . اين و امثال اين موانع بسيار است كه در كتب مبسوط مفصلا مستور است . و حاصل جميع موانع ادراك آن عالم راجع است به يك امر و آن ميل و خواهش نفس است به حيات فهو رأس الخطيات . كما قال عليه و آله السّلام : « حبّ الدنيا رأس كلّ خطيئة . » قوله : فصاحب الانذار بالنّبوّة أو الكهانة أو المنام الصادق لا يوجد علمه بالاشياء فى ذاته لذاته موافقا لما يقع ، فان عجزه « 1 » و النّائم لا يقدر عليه « 2 » و الّا لكان فى اليقظة اقدر على ابداعه . ثمّ ان كان يخترع علمه بنفسه بما سيقع ، فينبغى ان يعلمه قبل [ ان ] يعلمه . . . و هذا محال « 3 » . جواب سؤال مقدر است . و تقرير سؤال اين است كه مىتواند بود كه صاحب انذار و منام صادق عالم به امر منسى را و غير آن را از ذات خود ايجاد مىكرده باشد ؟ و بر اين تقدير لازم نمىآيد كه انوار مدبرهء فلكيه عالم باشند به جميع كائنات ؟ و جواب اين است كه ممكن نيست كه صاحب انذار و منام علم را از ذات خود ايجاد تواند كرد و الا در بعضى اوقات از اتحاد علم عاجز نمىبود و ظاهر است كه در بعضى اوقات از ادراك بعضى امور عاجز مىباشند و لهذا قبل از نزول وحى و ظهور نبوت ، جميع انبيا از جميع علوم و مغيبات عارى بوده‌اند . همچنين كاهن قبل از استعمال آلات و ادوات از اخبار غيب عاجز بوده است . و ايضا در بعضى اوقات چيزى فراموش مىشود و ايضا به ياد نمىآيد . پس اگر ايجاد علم ممكن باشد امر منسى مطلقا محو نشود و انبيا قبل از ظهور نبوت و كاهنان قبل از استعمال آلات [ نيز ] عالم باشند . و مىشود . پس اگر بعضى كائنات در افلاك منقوش نباشد ياد آمدن امر منسى ممكن نباشد . و بعضى از امور منسيه اصلا به ياد نيايد كه به تجربه رسيده است كه بعضى اوقات بعضى امور

هامش
( 1 ) عجزه يكذبه ( ن ) .
( 2 ) حك . كربن 2 ، ص 238 ، س 6 : النّائم ليس فى قواه قدرة ذلك .
( 3 ) حك . كربن 2 ، ص 238 ، س 3 الى 7 .