تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 22

مساهمون:

صمقدمه ٢٢

3 . مرحلهء ساختمان علم صحيح . در اين مرحله فيلسوف از حكمت بحثى و علم صورى استفاده كرده و « تجربهء » خود را كه در مراحل 1 و 2 تحصيل شده است در نظام صورى برهانى مورد تحليل قرار مىدهد ؛ يقين دست مىدهد و ساختمان علم بنا مىشود ؛ به عبارت ديگر ، مرحلهء 3 مرحلهء اعمال روش ساختمانى علم است مبتنى بر تجربيات نفسانى ، باطنى و اشراقى . حاصل اين مرحله حصول علم يقينى است و نظامى داراى صورت و مشخصات خاصّ ، كه قابليت تحليل فلسفى مطالب را دارا مىباشد ؛ 4 . مرحلهء تدوين نتايج حاصله از مراحل 1 تا 3 . يعنى ، پس از تحصيل يقين ، فيلسوف مىبايد كه نتايج تجربيات خود را مدون سازد . در اين مرحله ، براى تدوين نتايج ، دو نوع « زبان » به كار بسته مىشود ، يكى زبان فلسفى عادى كه مبتنى بر علم صورى است ، و ديگر زبان تمثيل . از نقطه نظر سهروردى ، زبان تمثيل ، گوياترين زبان براى بيان نتايج تجربيات اشراقى است . بنا بر اين ، در تحليلى كه امروزه از فلسفهء اشراق به عمل مىآوريم ، بايد همواره مساعى ما مصروف آن باشد كه ماهيّت و چيستى زبان تمثيلى اشراقى را ، به طور بايسته ، درك و دريافت كنيم ؛ و اين خود لازمه‌اى است بس دشوار : آيا براى درك نتايجى كه سهروردى آنها را ، پس از طى مراحل 1 تا 3 ، در مرحلهء 4 با بيانى تمثيلى « بيان » داشته است شخص ، مىبايد كه خود تجربهء آن مراحل را ، در باطن و در نفس خود ، درك كرده باشد ؟ ، و يا آنكه مىتواند بدون تجربهء اشراقى ، درك بارق الهى و مشاهدهء انوار مجرّده ، به چيستى بيان تمثيلى راه ببرد ؟ متذكر شديم كه از جمله اهمّ مسائل « قسمت اوّل » كتاب حكمة الاشراق ( بجز مسائل منطق صورى كه خارج از بحث ما در اين مختصر است ) مسأله تعريف و مسأله ابصار واجد اهميّت ويژه‌اى هستند . ارزش تعريف در فلسفه امرى است بديهى ؛ اولا آنچه منطق صورى و منطق مادّى را به هم مرتبط مىكند تعريف است ؛ ثانياً بر مبناى تعريف ماهيّت اشياء شناخته مىشوند ( چه ، مثلا ، حدّ تام قول مؤلفى است دالّ بر ماهيّت شىء معرّف ) ؛ و ثالثاً تعريف مرحلهء نخست هر شيوهء ساختمانى فلسفى است . نظريه تعريف سهروردى يكى از كاملترين نظريات فلسفى در باب اين مسأله است ، و پنج نوع تعريفى را كه سهروردى در نظام فلسفى خود مورد بررسى قرار مىدهد : حدّ تام ، حدّ ناقص ، رسم تام ، رسم ناقص ، تعريف المسمّى با جزاء المفهوم التّام « 1 » ، يكى از ابداعات خاصّ اوست . سهروردى نظريهء تعريف ارسطويى را مورد انتقاد قرار مىدهد و معتقد است صرف ذكر جنس و فصول ذاتى دلالت بر ماهيّت شىء ندارد ، زيرا احتمال دارد در مواردى فصول ذاتى قابل شمارش نباشند . « 2 » براى

هامش
( 1 ) « المشارع و المطارحات » ، نسخهء خطى ، ليدن 365Or، برگ 15 و سهروردى تعريف نوع اخير را بدين گونه نيز ذكر مىكند : القول المعروف بحسب المفهوم الشيء .
( 2 ) « حكمة الاشراق » ، ص 18 الى 21 .