تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦

الاسفهبديّة « 1 » للبرازخ العلويّة و اطلعت على النّقوش الّتى فى البرازخ العلويّة للكائنات . « 2 » « ضعف الحس الباطنى » از آن جهت گفته است كه اگر از حس باطن بالكلّيه خلاص شود بدن فاسد مىگردد و در زمان تعلق نفس به بدن ضعيف ساختن او ممكن است و مانع ادراك عالم ملكوت نيست . و مراد از « برازخ علويه » اجرام افلاك است كه به مذاهب حكماى اشراق جميع ما وجد و سيوجد در اجرام افلاك منقوش است ، چنانچه بعد از اين مذكور خواهد شد ، انشاء اللّه . و اگر چه در حقيقت نفوس افلاك است و ليكن چون صور كائنات در اجرام افلاك مرتسم شده است ، بنا بر آن اسناد انتقاش به اجرام نموده است ؛ و اين مطابق مذهب مشايخ صوفيه است كه ايشان تصريح نموده‌اند كه لوح محفوظ نيست بلكه جوهر مجرد است . و امام حجة الاسلام محمد غزالى در كتاب « ذكر الموت » از « احياء علوم » گفته است كه : « نقش شدن كارها [ را ] در لوح محفوظ آن چنان بايد دانست كه چنانچه شخصى « قرآن مجيد » را ياد دارد و مىخواند . كه گويا « قرآن » در روى نشسته و حروف آن را مىبيند ، و اگر بالفرض دماغ را ذره ذره بكند اصلا حروف « قرآن » ننبشته ببيند . همچنين در لوح محفوظ امور غير متناهى مستور است و چون چشم غير متناهى نبيند پس آن نقوش را به چشم نتوان ديد ؛ و چون ديدن نقوش لوح محفوظ به چشم ممتنع است پس ديدن لوح محفوظ به طريق اولى ممتنع باشد » « 3 » . و ملخص كلام آنكه جميع كائنات در افلاك مسطور است [ و ] تغيير و تبديل آن ممتنع است . و از نقوش انسانيه نفس ناطقه كه او را شواغل حسيه مانع ادراك آن نقوش نتواند شد در حال بيدارى ادراك آن نقوش مىكند ، و آن كه تقليل شواغل حسيه نموده است نيز مىتواند كه بعضى از آن نقوش را در حال يقظه ، ما بين النّوم و اليقظه ، ادراك بكند . و اما در خواب كه حواس از اشتغال به محسوسات معطل مىشود جميع نفوس نقوشى را « 4 » كه به آن الفت و مناسبت دارد ادراك مىكند ؛ و ليكن بعضى اوقات اصلا بعينه به ياد مىماند ، و بعضى اوقات مثل وضوح و شبه آن به ياد مىماند ، و بعضى اوقات اصلا به ياد نمىماند . و ادراك آن نقوش هر نفس را به قدر قلت ميل و خواهش او به حسيات ميسر مىشود ، زيرا كه نفس مانند ظرف است - و چنانچه هر گوشه او كه از آب مملو بوده باشد از هوا خالى است و چون از آب خالى شود البته هوا ممتلى مىگردد - همچنين نفس ناطقه به قدر تقليل شواغل حسيه ادراك حقايق مىكند ، به قدر استعداد و مناسبت كه او را به عالم علوى بوده باشد . و اما بعضى نفوس كه با وجود تقليل شواغل حسيه در وهميات و خيالات مبتلا مىمانند و ادراك معقولات و حقايق اشياء نمىتوانند كرد ، از آن جهت است كه علم به طريق تحصيل ندارند ؛ يا از بعضى مشاغل حسيه خلاص

هامش
( 1 ) النور اسفهبد ( ن ) .
( 2 ) حك . كربن 2 ، ص 236 ، س 9 الى 14 .
( 3 ) ر . ك : غزالى ، احياء العلوم ، چاپ قاهره ، جلد 4 ، كتاب « ذكر الموت » ص 443 به بعد .
( 4 ) ادراك نقوش ( ن ) .
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 206 | محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى