بايد كه بعد از تحصيل حكمت نظرى و عملى و تصفيهء باطن و تهذيب اخلاق ، مصنفات امام حجة الاسلام محمد غزالى و قطب العارفين محيى الدين ابن عربى را از روى جد و جهد در ملازمت استاد عارف بگذراند تا به مقصد حقيقى كه غرض از خلقت انسان است و اصل گردد ، و اللّه الموفق و المعين . ازين دراز نفسى كه واقع شده است ظاهر شد كه نور اسفهبد انسيه افضل است از جميع انوار و ممكن است كه از جميع علائق جسمانيه بالكليه مجرد شود به خلاف نفوس فلكيه كه از مقام خود ترقى نمىتواند كرد ، لهذا در شب معراج سيد كائنات به مرتبهاى رسيد كه جبرئيل به آن مقام نتوانست رسيد . و گفت : « ما منّا الّا له مقام معلوم . » « 1 » و مؤيد اين معنى است آن كه متكلمين گفتهاند كه رسل بشر افضل است از رسل ملايكه ، و رسل ملائكه افضل است از عوام بشر ، و عوام بشر افضل است از عوام ملايكه ؛ يعنى در ايشان معنئى وديعت نهاده شده است كه آن جوهر نفيس را به ملايكه ندادهاند . چه اگر قدر خود را بشناسد و از براى كارى كه در اين عالم آمده است بداند و آن كار را به عمل آورد ، البته او افضل است از جميع ممكنات و الا از حيوانات بلكه از قاذورات كثيفتر است ، كما قال اللّه تعالى جل جلاله :
« 2 » و مولوى معنوى به اين معنى اشاره مىفرمايد ، نظم :
فصل
« 4 » [ [ در اين فصل بيان مىكند كه شرور اين عالم و شقاوت در آخرت اقل است از خير و سعادت ، و خير و شر داخل است در تحت قدرت اللّه تعالى ، و شر و شقاوت از اين حيث كه لازم خيرات كثيره است مرضى است و لازم ذات فاعل است و مجعول به جعل جاعل نيست ] ] « 5 » و اين هر سه مطلب از كلمات مصنف كه در اين فصل ذكر كرده است ظاهر مىشود . قوله : و الشقاوة و الشّر انمّا لزما فى عالم الظّلمات من الحركات ، و الظّلمة و الحركة لزمتا