به طريق اجمال بوده باشد و اين انسان به منزلهء انسان عين است كه جميع مظاهر به دو ديده شده است و اين است معنى قوله ، عليه و آله السلام : « أنّ اللّه خلق آدم و ذريّته على صورته . » پس مراد از آدم معنى كلى است شامل جميع افراد انسان . و در اول هر دور از [ ا ] دوار عالم به اقتضاى اوضاع فلكى آن معنى به صورت يك مرد و يك زن عالم كون و فساد بروز نموده مظهر انتشار آثار خارجيه مىشود . و از اين مقدمات معلوم مىشود كه خليفهء ملك الملوك بايد كه لازم ذات او بوده باشد و الا تعطيل در بروز لازم مىآيد ؛ و اين خلاف سنت اللّه است . و اين است معنى اين كلام حكما كه گفتهاند تخلّف معلول از علت تامّه خلاف « 1 » است ، و نيز معلوم شد كه سجود ملايكه اشاره است به خسيت جميع مظاهر نسبت به مظهر اللّه ، زيرا كه كل اشرف از جزو . و اضلال ابليس اشاره است به غلبهء اسم مضلّ در مظهر اللّه كه او را به ظلمات جذب نموده است تا آنچه در وى بالقوه است به فعل آورد و خوردن گندم اشاره به غلبهء قوت شهوى است كه موجب بروز در عالم كون و فساد شده است . و بيان نمودن آدم اسماء را اشاره است به فضيلت او از ساير ممكنات . اين است حقيقت آدم و معانى آن آيات كه در باب آدم نازل شده است . و چون اكثر مردم مستغرق در حسياتاند ، و انبيا مأموراند كه به قدر عقل مردم بيان كنند حكمت عملى و نظرى را ، بنا بر آن به طريق سؤال و جواب مذكور شده است . چنانچه مولوى معنوى در « مثنوى » مىفرمايد ، نظم :
و اكنون عنان قلم به صورت ظاهر معطوف داشته مىشود كه اكثر افهام و عقول از ادراك اين معنى و امثال اين قاصر است و به استماع اين كلمات عقايد فاسده پيدا كرده راه ضلالت مىپيمايند . حق تعالى ، امثال ما ضعفا را از طريق ذلالات مصون و محفوظ داشته هدايت [ به ] صراط مستقيم فرمايد ، به حق الحقّ و اهله . و آنچه در اين مختصر از علم مكاشفه مذكور شده است قطرهاى از بحر توحيد « 6 » است و اگر شخصى طالب ادراك اسرار الهى باشد