مخفى نماند كه عالم ربوبيت از آن تقسيم خارج مىشود مگر آنكه مراد از انوار قاهره انوار مجرده از صورت بوده باشد بالكلّيه ، تا عالم ربوبيت نيز داخل مىشود . و ايضا احتمال دارد كه مراد از عالم ما سواى حق بوده باشد و عالم ربوبيت عين حق است ، پس عالم ربوبيت داخل عالم نباشد و اطلاق عالم بر وى به طريق مجاز بوده باشد . و حق اين است كه عالم در حقيقت منقسم مىشود به قسمت اولى به سه قسم : عالم معنى مجرد از صور بالكلّيه كه آن را عقل نيز مىگويند ؛ و معنى متعلق به صورت كه آن را عالم نفس مىگويند ؛ و عالم صورت ، و اين عالم صورت منقسم مىشود به عالم صور مثاليه و عالم صور جسمانيه ، و هر يك از اين دو عالم منقسم مىشود به افلاك و عناصر ، و عناصر منقسم مىشود به بسايط و مركبات ، و مركبات به مواليد ثلاثه و كائنات جو و ارض . اين است بيان جنس اقسام عالم كه عبارت از جميع موجودات است ، و به اين تقسيم عالم ربوبيت داخل عالم عقل است زيرا كه عالم معنى است مجرد از صورت بالكليه . قال الشارح « 1 » : [ [ و اكثر هذه النّفوس [ هى ] التى انقطعت تعلّقاتها عن هذا العالم « 2 » تعلّقت بابدان حيوانات ذلك العالم على حسب ما بقى فيها من الملكات إن كانت مذمومة و بالابدان البشريّة الّتى فى اعلى طبقات الانسان ، ثمّة ان كانت متوسّطة ] ] « 3 » . و لفظ « اكثر » را بدان سبب گفته است كه جميع نفوس ناقصين و متوسطين و غير آن كه اصحاب يميناند - سواى مقربين و قاهرين كه كاملين بالعلم و العملاند - به مذهب مصنف انتقال مىكند به عالم مثال . و ظاهر است كه اصحاب شمال و اصحاب يمين اكثر است از قاهرين ، پس گويا گفته است كه جميع نفوس الناقصين و اصحاب يمين متعلق بالصور المثاليه است . و خلاصهء كلام اين است كه نفوس انسانيه كه منقطع شده است تعلق ايشان از صياصى عالم كون و فساد متعلق مىشوند به صياصى عالم مثال [ و ] اگر اخلاق در غايت رداء بوده باشد صياصى حيوانات منتكسة الرءوس ، و الا اگر متوسط در فضيلت است به صياصى انسانيه آن عالم ، و چون موجودات آن عالم حى است و حيوانات آن عالم نفوس ناطقه دارند و مدرك كليات و معقولاتاند مثل انسان ، بنا بر آن نفوس اشقيا كه به ابدان حيوانات متعلق شده است از جميع آلام جسمانيهء روحانيه متألّم خواهد بود ، و تمنى رجوع به عالم جسمانى و قوالب البته خواهد نمود ؛ تا تلافى و تدارك زمان ماضى تواند نمود ؛ چنانچه در قرآن مجيد مكررا مذكور شده است . و جميع نفوس كه در عالم مثال به ابدان مثالى متعلق شدهاند از اين عالم مفارقت نكردهاند بلكه بعضى از اين عالم انتقال كردهاند و بعضى از عالم عقل فايض شدهاند . قوله : و من هذه النفوس . . . يحصل الجنّ و الشّياطين « 4 » .
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
ص١٩٢
هامش
( 1 ) قوله ( ن ) .
( 2 ) شيرازى ، ص 515 ، س 17 و 18 : عن ابدان الحيوانات إن كان النّقل حقّا ، أو عن الأبدان انسانيّة إن كان باطلا .
( 3 ) شيرازى ، ص 515 ، س 17 ، الى ص 516 ، س 1 .
( 4 ) حك . كربن 2 ، ص 232 ، س 4 .