تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 19

مساهمون:

صمقدمه ١٩

نوريّاً ، و اذا خلا الزمان عن تدبير الهى ، كانت الظلمات غالبة . » « 1 » ؛ هم در اين جاست كه هروى با نقل مكتوب پانزدهم از گيسودراز ، اشاره به بدلاى عالم مىكند ؛ 5 . حكمة الاشراق از براى طلاب حكمت الهى و حكمت بحثى است و فلاسفهء بحثى صرف ، به زعم سهروردى ، نصيبى از اين كتاب نخواهند برد ؛ و شرط نخست در فلسفهء اشراقى « ورود بارق الهى » بر شخص است ؛ ازين طريق است كه مقدمات مسلم و يقينى تحصيل شده و سپس بر مبناى روش برهانى ، ساختمان علمى و فلسفى اشراقى بنا مىگردد . و پس از ذكر اين مقدمات ، هروى ، به شرح « القسم الثانى : فى الانوار الالهيّة » ابتدا مىكند . و آن به ترتيبى است كه خواننده در متن كتاب در مىخواهد يافت .

نظام فلسفى حكمة الاشراق :

نظام فلسفى اشراق يكى از پررزشترين نظامهاى فلسفى اسلامى است كه اصول آن ، به صورتى كه امروز شناخته شده است ، به وسيلهء متفكر ، عارف و عالم عظيم الشأن شهاب الدين يحيى سهروردى تدوين و تنظيم شده است . تأثير فلسفهء اشراق بر تكامل فلسفهء در ايران و على الخصوص تأثير آن بر عرفان نظرى ، شايد بيش از كليهء نظامهاى ديگر فلسفى باشد . پايه‌هاى تاريخى فلسفهء اشراق از طرفى بر تعاليم عاليهء قرآن مجيد استوار است و از طرف ديگر بر مكتب‌هاى فلسفهء افلاطونى و نو افلاطونى مبتنى شده است ؛ نيز ، به طور كلّى ، پايه‌هاى « مشرقى » هم براى آن مىتوان جست . مباحث فلسفهء مشرقى كه ابن سينا در كتاب منطق المشرقيين به آنها اشاره كرده است توسط سهروردى ، كاملا ، و به گونه‌اى منظم ، در نظام فلسفهء اشراقى مورد بحث و تحليل قرار مىگيرند . على الاصول ، فلسفهء اشراق ، حكمت مشرقيّه ، و فلسفه‌هايى كه در اسلام از فلاسفهء نو افلاطونى ( مانند افلوطين و كتاب تاسوعات او ، يا فرفوريوس و غيره ) متأثر بوده‌اند ، شناخت را بر رابطهء اشراقى بين موضوع مدرك و مدرك مبتنى مىدانند ؛ يعنى ، تنها علم حضورى است كه از نقطه نظر فلسفهء اشراق اصيل شناخته مىشود . مناسبت دارد كه در اينجا ، اشارتى كوتاه ، به تأثير نظريات افلاطون بر فلسفهء اشراقى كرده شود ؛ افلاطون در جمهوريت خورشيد و نور را نمادى از براى خير و نيكى مىداند ؛ نورى كه بدون آن موجوديّت نفى مىشود ؛ و اين نور در اصل خود ماوراى موجوديت و عدم ، هر دو ، است و نيز مرتبتى والاتر از مثل معلقه دارد . اين نور منبع هستى است و شناخت به واسطهء آن است كه امكانپذير مىشود . فلسفهء اشراق على رغم حكمت مشاء ، كه تعقل و برهان را اصيل مىداند ، تعقل و برهان را مبتنى بر شناخت نور موجود در موضوع مىداند . هستى از
هامش
( 1 ) « حكمة الاشراق » ، چاپ شده در « مجموعه دوم مصنفات شيخ اشراق » ، ص 12 ، س 10 الى 13 .