است كه جميع نفوس كامل در علم دون العمل و كامل در عمل دون العلم قطع جميع افلاك نموده به فلك اعظم انتقال مىكند ؛ و اگر استعداد خلاص به عالم نور داشته باشد خلاص مىشود ، و الا ابدا در فلك اعظم مىماند . و صاحب « اخوان الصفا » و بعضى از حكما گفتهاند كه خلاص جميع نفوس به عالم نور لازم است ] ] « 1 » . و مذهب شارح اين است كه نفوس مرتقيه به فلك اعلى بعد از زوال هيئات رديئه جسمانيه به افلاك مثاليه انتقال مىكنند و در آن افلاك به ترتيب صعود مىكنند تا به فلك اعلى عالم مثال كه متصل است به طبقهء اسفل عالم نور منتقل مىشوند ، و از آنجا به عالم نور نقل مىكنند . و مصنف در « تلويحات » گفته است كه : « النفس الغاسقة تحديها العلم الى الملاء الاعلى ؛ و الفسق الى اسفل السافلين فيعذب زمانا و ربما نزول . » « 2 » و از اين بيان ظاهر شد كه متوسطين در علم و عمل به مذهب اكثر حكما ابدا در اجرام افلاك مىباشند . و از اكثر بيان آيات قرآن [ مجيد ] اين چنين معلوم مىشود كه كامل در علم دون العمل ابدا در جنت خواهد بود ؛ كما قال اللّه تعالى :
« 3 » و اگر چه احتمال دارد كه مراد از « خلود » در اين آيه و امثال اين ، زمان طويل ، بوده باشد چنانچه مىگويند در عرف كه : « خلد اللّه دولته » ، يعنى زمان طويل ما به دولت او ؛ و ليكن از كثرت آيات و احاديث خلود به معنى ابد ظاهر مىشود ، و اللّه أعلم بالصّواب . قوله : و أمّا اصحاب الشّقاوة - الذين كانوا
- سواء كان النّقل حقا او باطلا - فانّ الحجج على طرفى النقيض فيه ضعيفة - اذا تخلّصوا « 4 » عن الصّياصى البرزخيّة يكون لها ظلال من الصّور المعلقة على حسب اخلاقها « 5 » . اين بيان احوال اصحاب شقاوت است كه ناقص است در علم و عمل ، و در اين قوم نيز مراتب است و به حسب كثرت و قلت اخلاق ذميمه به مقامات و دركات مختلفهء نيران كه مظهر آن جو فلك است انتقال مىكنند ، و در آن دركات ابدا معذب مىباشند . و المراد من قوله كانوا
أنّهم كانوا [ [ الملتزمين بالارض . ] ] « 6 » و قوله :
أنهم [ [ منكبين على الارض بصدورهم . ] ] « 7 » و اين هر دو عبارت اشاره است به خلود آن در دركات نيران . و خلاصهء كلام اين است كه نفوس ناقص در علم و عمل كه متوغل در