تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦

متناهى است ، پس لذات عقليهء آن نفوس نيز غير متناهى بوده باشد . و چنانچه نفس متأخر در مفارقت بدنى از نفس متقدم اقتباس اشراقات و لذات مىكند ، همچنين نفس متقدم نيز از متأخر متلذد مىشود . قوله : و يقع عنه على غيره و من غيره عليه انوار لا تتناهى ، و هى اشراقات و دواير عقليّة [ نوريّة ] يزيد فى رونقها اشراق جلال نور الانوار و مشاهدته « 1 » . يعنى از نفس متأخر در مفارقت بدنى اشراقات دافع مىشود بر نفوس متقدم در مفارقت بدنى ، و از آن نفوس متقدم نيز بر اين نفس اشراقات غير متناهيه فايض مىشود . مخفى نماند كه تفسير نمودن مصنف انوار را به اشراقات و دواير عقليه مشعر است به اين معنى كه بعد از فساد بدن انوار ديگر غير از آن انوار كه حاصل نموده است حاصل نمىشود ، بلكه همان انوار به مزيد اشراقات ظاهر مىشود . و از كلام صاحب « اخوان الصفا » و اكثر حكماى تناسخيهء اشراقيه اين چنين معلوم مىشود كه بعد از فناى بدن انوار زياده مىشود ، الى غير النهاية ؛ زيرا كه مانع ادراك انوار غير متناهيه عوايق بدنيه است ، پس هر چند به مرور و دهور و ازمنه هيئات بدنيه تعليل مىيابد انوار متزايد مىشود لا الى النهاية . و امام غزالى در كتاب « المحبة » از كتاب « احياء » گفته است كه : « ما را در اين باب برهان ظاهر نشده است كه بعد از فناى بدن انوار زياده مىشود ، يا انوار مكتسبه به مزيد اشراق ظاهر مىشود ؛ و حكم نمودن به محض ظن در اين امور از احتياط بعيد است ؛ و فى الواقع ادراك نمودن اين معنى بغايت صعب است . » « 2 » و به خاطر اين ضعيف خطور نموده است كه در زيادتى نور ممكن نيست ، زيرا كه چون قواى نورانيه كه موجب زيادتى انوار است معدوم مىشود و اكتساب نور بدون قواى جسمانيه ممكن نيست و الانوار اسفهبد متعلق به صيصيهء انسيه نمىشود ، پس زيادتى نور بعد از فناى بدن ممكن نباشد بلكه انوار مكتسبه كه به قواى نوريه حاصل شده است واضح‌تر نمايد ، و چنانچه صورت زيد كه در عالم حس و شهادت ديده مىشود واضح‌تر مىنمايد از صورت زيد كه در خيال ظاهر مىشود ، و چنانچه صورت زيد كه در سحر ديده مىشود تاريكتر مىنمايد از صورت زيد كه بعد از طلوع آفتاب ديده مىشود ، همچنين حقايق اشياء كه در زمان تعلق به بدن ظاهر مىشود به سبب تعلقات بدنيه و شواغل حسيه تاريكتر مىنمايد از همان حقايق كه بعد از فناى بدن ظاهر مىشود ، مانند آن كه شخصى چيزى را به حدس يا به قياس يا نوعى از دليل دانسته باشد و بعد از مرور زمان ديگر آن شىء را همانطور مشاهده مىكند و به سبب زيادتى اشراق انوار ، زيادتى در اشراق جلال و جمال و كمال نور الانوار عز اسمه مىشود و تجليات كه بعد از رؤيت واقع مىشود به قدر نور مكتسب است و همان نور كه در دنيا علم اليقين بود در آخرت عين اليقين و حق اليقين مىشود . و قوله تعالى :

« يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا
هامش
( 1 ) حك . كربن 2 ، ص 226 ، س 10 الى 12 .
( 2 ) امام غزالى ، احياء العلوم الدين ، قاهره ، ( ب . ت . ) الجزء الرابع ، « كتاب المحبة و الشوق و الانس و الرضا » ص 286 به بعد .