قوله : و لمّا كان تدبير الصيصية و العناية بها أيضا ضروريّا ، فأجود الاخلاق الاعتدال فى - الامور الشّهوانية . « 1 » اشاره مىكند به عفت كه حد اعتدال قوت شهوانيه است . « و لمّا كان تدبير الصيصية » بدان سبب گفته است كه اگر اصلا محافظت قالب جسمانى نكند و قالب را به رياضت بسيار فاسد بكند ، آن شخص را حكيم نتوان گفت . و شك نيست كه به آخرت به اين مأخوذ خواهند بود . پس بايد كه قوت شهوانيه را به اعتدال دارد و به ادراك امور عقليه و تعلم علوم الهى و اكتساب كمالات علميه و عمليه مشغول بوده باشد ، تا كفهء حسنات او رجحان داشته باشد ؛ چه اگر ميل و خواهش به ادراك حقايق اشيا و تعلم علوم يقينى بيشتر باشد كفهء حسنات راجح است و الا كفهء سيئات ؛
« 2 » قوله : و الغضبيّة . « 3 » اشاره به شجاعت است كه عبارت از اعتدال قوت غضبى است : قوله : و فى صرف الكفر الى المهمّات البدنيّة « 4 » [ [ أى ما لا بدّ [ له ] منها ] ] . « 5 » اشاره به حكمت است كه از جملهء فضايل اربعه است و آن اعتدال قوت علميه است . قال الشّارح : « 6 » [ [ و الى العدالة ] ] « 7 » عطف است بر قوله : « الى المهمات البدنيّة » يعنى صرف فكر به عدالت كه آن عبارت از صفتى است كه بعد از حصول فضايل ثلاثه حاصل مىشود . قوله : و لا خلاص لمن لم يكن أكثر همّه الآخرة و أكثر فكره فى عالم النّور . « 8 » زيرا كه لذات عقليه ثمرهء محبت عالم عقلى و عالم نور محض است . و محبت ثمرهء معرفت و معرفت ثمرهء تفكر است ، و چون نفوس در معرفت و محبت متفاوت است در دنيا ، پس در آخرت نيز لذات متفاوت خواهد بود ؛ و لذت هر كس به قدر محبت عالم نور است ، و الم به قدر محبت لذات دنيا ؛ و لهذا جاهل به جهل مركب را كه كافر نيز مىگويند ، اصلا در آخرت لذت نخواهد بود ، بلكه او ابدا معذب است ، كما قال اللّه تعالى :
« 9 » قوله : و اذا تجلّى النّور الاسفهبدىّ بالاطلاع على الحقائق و عشق ينبوع النّور و الحياة ،