كه نجات انوار مدبّره اسفهبديه از عالم حسى و وهمى ، و اتصال او به عالم نور ، بعد از حصول علوم الهى ، موقوف است بر اكتساب اخلاق حسنه ، بنا بر آن مصنف قدّس سره ، در اين فصل به فضايل اربعه اشاره مىفرمايد . قال الشّارح : « 1 » [ [ الخلق ملكة نفسانيّة يقتضى سهولة صدور الفعل عنها من غير احتياج الى تفكّر و رؤية ] ] « 2 » « نفسانى » از آن جهت قيد كرده است كه اخلاق مخصوص نفس است و در عالم اخلاق مبين شده است كه [ [ نفس انسانى را قوت متباين است كه به اعتبار آن مصدر آثار و افعال مختلفه مىشود به مشاركت اراده ، و چون يكى از آن قوا بر ديگر غالب شود آن ديگر مغلوب گردد . از آن جمله يكى قوت عاقله است كه آن را نفس ملكى گويند و آن مبدأ فكر و تمييز و شوق و نظر در حقايق امور بود ؛ و دويم قوت غضبى است كه آن را نفس سبعى گويند و او مبدأ غضب و دليرى و اقدام بر اهوال و شوق تسلط و ترفع و مزيد جاه بود ؛ و سيوم قوت شهوى است كه آن را نفس بهيمى گويند ، و آن مبدأ شهوت و طلب غذا و شوق التذاذ به مآكل و مشارب « 3 » و مناكح بود . و عدد فضايل نفس به حسب اعتدال اين قوا است ؛ زيرا كه اگر حركت قوت عاقله به اعتدال باشد و شوق او به اكتساب علوم يقينى - كه موجب سعادت نفسانى است - بوده باشد ، فضيلت حكمت لازم مىآيد ] ] « 4 » ؛ و اگر حركت قوت غضبى به اعتدال باشد و آن قوت مستفاد قوت عاقله باشد فضيلت شجاعت حادث مىشود ؛ و اگر حركت قوت شهوى به اعتدال باشد و اطاعت قوت عاقله نموده - تجاوز نكند از حد فضيلت - عفت حادث مىشود . و بعد از حصول فضايل ثلاثه و امتزاج ايشان فضيلت ديگر پيدا مىشود كه آن را عدالت گويند . پس اجناس فضايل چهار باشد : حكمت و شجاعت و عفت و عدالت . و خواجه نصير الدين طوسى ، قدس سرّه ، در « اخلاق ناصرى » گفته است كه : « هيچ كس مستحق مدح و مستعد مباهات [ و مفاخرت ] نشود « 5 » الا به هر چهار يا به يكى از اين چهار . [ چه ] كسانى كه به شرف نسب و بزرگى دودمان فخر كنند مرجع به آن بود « 6 » كه بعضى از آباء [ و اسلاف ] ايشان به اين فضايل موصوف بودهاند . و اگر كسى به تفوق و تغلب يا [ به ] كثرت مال مباهات كند اهل عقل را به او « 7 » انكار رسد . » « 8 » تا اينجا كلام خواجه است ، و اين سخن بغايت پسنديده و معقول است . و چون فضايل محصور است در چهار جنس پس
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
ص١٧٢
هامش
( 1 ) قوله ( ن ) .
( 2 ) شيرازى ، ص 500 ، س 4 و 5 .
( 3 ) مشاركت ( ن ) .
( 4 ) اقتباس از شيرازى ، ص 500 ، س 6 الى 13 .
( 5 ) نبود ( ن ) .
( 6 ) باشد ( ن ) .
( 7 ) بر وى ( ن ) .
( 8 ) خواجه نصير الدين طوسى ، اخلاق ناصرى ، تهران ، چاپ جيبى ، مؤسسهء مطبوعاتى اسلامى ، ( آذر 1346 ) . قسم دوم ، فصل سوم . ( حصر اجناس فضايل . . . ) ص 78 ، س 17 الى 21 .