ادويتا ، در محل مقايسه قرار داده است . همين مسألهء مقايسه بين جنبههاى يك مكتب هندو با حكمة الاشراق است كه شرح هروى را از نقطه نظر تاريخ فلسفهء تطبيقى اهميتى خاص مىبخشد . هم ، با تذكر اين جنبه ، خصوصيتى ديگر براى انواريه قائل مىتوانيم شد ، و آن اينكه از شرح حاضر به عنوان اثرى در فلسفهء تطبيقى ، و لو نه با عظمت و اهميت آثارى از بيرونى و شهرستانى و ديگران ، ياد مىتوانيم كرد . هروى ، به طورى كه خود مىنويسد : « اكثر مسائل « قسم ثانى » [ از كتاب حكمة الاشراق را ] ، شرحى به زبان فارسى خالى از تعاب و عارى از تكلّف عبارت » نگاشته است . ارزش ويژهء شرح او را ، نيز ، در همين خصوصيت مىبايد دانست . از شرح قطب الدين شيرازى سود بسيار برده است ؛ بدين سياق كه در بعض مواضع خود با ذكر « قال الشارح » موارد بهرهگيرى و استناد به آن شرح را مشخص ساخته ، و به ترجمهء ، يا تلخيص و ترجمهء عبارات منقوله پرداخته است ؛ و يا عين عبارات عربى را از شرح شيرازى نقل كرده است ؛ در مواضع ديگر ، اگر كه بدون تذكر « شارح » از شرح شيرازى استفادهاى به عمل آورده ، ما ، در مقام تنقيح متن ، آن موارد را نيز متذكرشدهايم ، و در همه حال ، عبارات نقل شده از شيرازى را با علامت [ [ ] ] ، در متن ، مشخص داشتهايم و نيز در پانوشتها رجوع به صفحه و سطر شرح شيرازى كردهايم . جاى اشاره به اين اصل است كه همين مسأله استفاده از شرح شيرازى ، خود ، بسيار به ارزش انواريه اضافه مىكند ، بدين معنى كه علاوه بر همهء مزيتهاى خاص ديدگاه مؤلف ، شرح حاضر ، بسيارى از اهم نكات شرح شيرازى را هم ، با ترجمه به فارسى ، در اختيار خواننده قرار مىدهد . از اهمّ سؤالهايى كه پيرامون شخصيت شارح ، خاطر پژوهنده را مشغول تواند داشت ، وابستگى او به يكى از سلسلههاى طريقت تصوف است ؛ اين سؤال پيش مىآيد ، ازيرا ك : 1 . هروى در شرح خود ، و در مواضع بسيار ، به مسائلى اشاره مىكند كه با مضامين نظرى مبانى تصوف مربوط مىشوند ؛ از آن جمله ، يكى اينكه ، در جزء شرايطى كه براى تعلم فلسفهء اشراقى قائل مىشود « علم مكاشفه » و « علم سلوك مشايخ » را قرار مىدهد « 1 » . 2 . از امير سيّد محمد گيسو دراز ياد مىكند و مكتوب پانزدهم از مكتوبات « 2 » او را ، به تمامى ،
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 16
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
صمقدمه ١٦
هامش
( 1 ) در ابتداى شرح انواريه ، هروى چهار شرط كلى براى تعلم كتاب حكمة الاشراق بر مىشمارد كه عبارت باشد از : دورى از تعصب و طلب جاه و مال ؛ تحصيل علوم فلسفى ، منطقى ، رياضى ، تهذيب اخلاق ، مكاشفه و سلوك ، تفسير و حديث ؛ تبرى از معاصى و التجا به قرآن مجيد و سنّت رسول اللّه ( صلعم ) ؛ تصفيهء باطن . ( ص 2 ) و اين علاوه بر شرايطى است كه سهروردى ، خود به خواننده توصيه مىكند و در ضمن مطالعهء انواريه ، خواننده به آن شرايط آگاهى خواهد يافت - م .
( 2 ) « مكتوبات » ، تصحيح امير على بهادر ، حيدرآباد ، 1362 . امّا ظاهرا مكتوب پانزدهم نقل شده در « انواريه » در اين مجموعه به چاپ نرسيده است .